در تبدیل ایران به هاب منطقه‌، یعنی مركز نقل و انتقال دیتا از این نقطه در كل منطقه خلیج فارس و خاورمیانه یك سری پیش نیازهائی ضروری می‌باشد. از مهمترین آنها دارا بودن یك زیرساخت محكم و قوی ارتباطی در كشور می‌باشد. به دنبال آن یك سیستم گسترده یكپارچه و هماهنگ دیتا در داخل كشور نیاز می‌باشد.
زیرساخت‌های ارتباطی كشور، شاید بتواند به ارتباطات تلفنی پاسخگو باشد. اما مطمئناً پاسخگوی نیازهای رو به تزاید اطلاعاتی كشور و آنچه كه برای آینده، در داخل ایران و از دید این طرح، نیازهای منطقه پیش بینی می‌شود، پاسخگو نخواهد بود.
‌در مورد سیستم دیتا در ایران، با توجه به جوان بودن این صنعت، در دل صنعت مخابرات و عدم وجود یك متولی مشخص و مقتدر و كارآمد در این زمینه نیز، دیدگاهی مناسب برای آینده این تكنولوژی به صورتی كه سركردگی اطلاعاتی منطقه را به عهده بگیرد، ارائه نمی‌دهد. نهادهای بسیار زیادی در ساختار دولت وجود دارند كه مشخص نیست كدامیك حرف آخر را در ICT می‌زنند، (كه در واقع هیچ یك حرف آخر را نمی‌زنند). ایران از لحاظ نیروهای متخصص و زبده در زمینه فناوری اطلاعات در وضعیت خوبی قرار دارد. توان علمی فنی جوانان ایرانی در زمینه فناوری اطلاعات بالا می‌باشد. ولی آیا نهادی برای سروسامان دادن به این نیروهای مستعد و استفاده از آنها وجود دارد.
از دیدگاه زیرساخت اطلاعاتی این درست است كه كشورهای دیگر منطقه ممكن است امكانات منطقه‌ای و جغرافیای مناسب‌تری از ایران نداشته باشند، ولی آیا ایران نیز زمینه‌های استفاده از موقعیت مناسب جغرافیایی خود را آماده كرده است اینكه در انتهای برنامه چهارم هنوز جای هیچ گونه امیدواری در راه رسیدن به این مهم دیده نمی‌شود. عدم تزریق امكانات كافی به شبكه زیرساخت ارتباطی كشور در جهت نیل به هدف قرارگرفتن در جایگاه " هاب منطقه" نشان دهنده عدم تمایل عملی برای قبول این مسئولیت است.
اینجا در صدد اثبات اهمیت اجرای این طرح نیستیم و همین قدر یادآور می‌شویم كه دیدگاهی كه ارائه دهنده این طرح از ابتدا بوده است، اهمیت تسلط بر شاهراه اطلاعات منطقه خلیج فارس كه یكی از مهم‌ترین مناطق جهان است را در نظر گرفته است اینكه اجرای این هدف تا چه حد به ایجاد ارزش افزوده و اشتغال و پیشرفت‌های سریع علمی كه از دیگر پیشرفت‌های علمی كم اهمیت‌تر نیست و چه بسا دارای اهمیت بالاتری می‌باشد، بركسی پوشیده نیست.
برای به اجرا رساندن این هدف از این پس بایستی به نكات مهمی توجه كرد اول اینكه سرعت پیشرفت ICT با سرعت پیشرفت دیگر علوم هیچ نسبتی ندارد و بسیار سریعتر و برق‌آساتر از همه علوم و فن آوری‌های كنونی بشر می‌باشد. پس هر روز غفلت در این كارها ،مارا ماه‌ها و یا سال‌ها به عقب می‌اندازد.
دوم اینكه زیرساخت‌های اطلاعاتی كشور وضعیت به سامان و یكپارچه‌ای ندارند. بایستی آنها را طراحی مجدد و سامان دهی كرد.
در این زمینه مهم‌ترین كار را سیستم قانونگذاری بر عهده دارد كه پیگیری موارد برنامه‌های توسعه و چشم‌انداز باشد و نیز متولی متمركز بخش ICT را از جنبه قانون ‌گذاری نظارت و اجرا مشخص كند. از این طریق است كه می‌توان به هدف اینچنین عظیم دست پیدا كرد.
مطلب بعدی این است كه بایستی فرهنگ استفاده حرفه‌ای و سطح بالا در كشور ترویج داده شود كه این مهم به توسط ایجاد امكانات پیشرفته ، اینترنت با سرعت بالا و باند وسیع امكان پذیرمی‌باشد. این مورد است كه متخصصان ما را در راه حرفه‌ای و و زبده شدن یاری می‌دهد. و در آخر اینكه بایستی نهاد قانونی مشخص ، دارای آگاهی بالا و پرقدرت را بر سر سیستم فن‌آوری اطلاعات بگماریم كه دیگر نهادها در كار آن همپوشانی و وقفه ایجاد نكنند.
به چه زبانی باید گفت كه اهمیت جریان دیتا از جریان نفت و گاز و برق مهم‌تر و استراتژیك‌تر است. پس هر مقدار كه توان و هزینه برای آن صرف شود، ارزش دارد.