دكتر كلانتری كه دارای مدرك دكترای مخابرات از مدرسه عالی مخابرات فرانسه ( ENST) است همكاری خود را با مجموعه مخابراتی كشور از سا ل 52 به عنوان كارشناس نگهداری سیستم های ماكروویو در اداره كل شاهراه‌های مخابراتی كشور آغاز كرد و پس ازمدت كوتاهی در مدیریت نصب و نظارت سازمان پروژه مخابراتی یكپارچه كشور مشغول به كار شد. مدیر پروژه مخابراتی ناحیه بندرعباس مسوولیت بعدی وی بود. دكتر كلانتری سال 55 برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و پس از دریافت مدرك دكترا در سال60 به كشور بازگشت و در دانشگاه فنی مهندسی وقت كه بعدا به دانشگاه خواجه نصیر‌الدین طوسی تغییر نام یافت به عنوان عضو هیات علمی, مشغول به كار شد. به دلیل تعطیلی دانشگاه‌ها در آن مقطع و بنا به درخواست وزیر وقت وزارت پست و تلگراف و تلفن, ابتدا به عنوان مدیر طرح و برنامه و مدتی پس از آن به عنوان معاون توسعه و مهندسی در شركت مخابرات مشغول به كار شد. سپس به دانشگاه بازگشت ولی همچنان به عنوان عضو هیات فنی مركز تحقیقات مخابرات با آن مركز همكاری كرد. وی در زمان وزارت دكتر عارف به مدت دو سال به عنوان عضو هیات مدیره شركت مخابرات ایران منصوب شد. عضویت در كمیسیون تنظیم مقررات، مسوولیت بعدی وی بود كه بر عهده گرفت. در این گفت‌وگو به بررسی وضعیت مخابرات كشور در زمان همكاری با مخابرات و دیدگاه وی در این خصوص پرداخته‌ایم كه از نظر شما خوانندگان گرامی می‌گذرد.

شما در دورا ن دكتر معتمدی عضو كمیسیون تنظیم مقررات و كمیسیون ماده 2 ماده 124 بود‌ید. در آن زمان پروانه شركت‌های ارایه دهنده اینتر‌نت پر‌سرعت و اپراتور دوم تلفن همراه و اپراتورهای تلفن ثابت اعطا شد، فضای تصمیم‌گیری در كمیسیون در آن مقطع چگونه بود و شما در تصمیم‌گیری‌ها چه نقشی داشتید؟
من قبل از عضویت در كمیسیون تنظیم مقررات، عضو كمیسیون بند دو ماده 124 بودم. این اولین گام‌های وزارتخانه در جهت خصوصی‌سازی بود. من عضو صاحب نظر بودم و مسوولیت اجرایی نداشتم كه تاثیر‌گذار باشم‌. مطالب كه طرح می‌شد با توجه به تجربیات فنی اظهار نظر می‌كردم كه گاه پذیرفته می‌شد و گاهی نمی‌شد‌. وقتی معیار‌های انتخاب اپراتور دوم تعیین می‌شد دكتر معتمدی اصرار داشت شریك تجاری شركت‌هایی كه در این مناقصه شركت می‌كنند یك اپراتور قدرتمند باشد و در پاسخ من كه می‌پرسیدم چرا چنین اصراری دارید می‌گفت: ما می‌خواهیم شركتی قدرتمند با تجربه مدیریتی‌ و نگهداری بیاید، اما من می‌گفتم هیچ شركتی با استانداردی بالاتر از استاندارد‌ی كه شما شبكه‌تان را نگهداری می‌كنید شبكه‌اش را در كشور نگهداری نخواهد كرد، بنابراین این اصرار، اصرار درستی نیست. آن اپراتور با هزار رشته به شما متصل است و هزار دلیل برای ارایه نكردن سرویس در سطحی بالاتر دارد. بنابراین چنین اصراری در عمل محقق نخواهد شد, امری كه امروز هم شاهد آن هستیم.
شما نكته بارز اپراتور دوم را چه می‌دانید؟ آیا به عنوان عضو كمیته این تجربه را موفق و قابل دفاع می‌دانید یا خیر؟
من این تجربه را از این نظر كه راهی بود كه می‌بایست می‌رفتیم قابل دفاع می‌دانم چون این اتفاقی است كه دیر یا زود باید در مملكت رخ می‌داد. اپراتور دوم فضایی را باز كرد و باعث شد كه امروزه همكارانمان در شركت ارتباطات سیار از زاویه دیگری به دنیای كاریشان نگاه كنند كه با نگاه سنتی مدیران مخابرات در گذشته فرق دارد. از طرف دیگر ما بخشی از جامعه جهانی هستیم و نمی‌خواهیم چارچوب‌های كاری ما منحصر‌به‌فرد و جدا از آن باشد. ایده خصوصی‌سازی سال‌ها پیش در دنیا مطرح شد و خواه ناخواه سراغ ما هم می‌آمد. معتقدم ما تصمیماتی از این قبیل را عمدتا به این دلیل اتخاذ می‌كنیم كه دیگران آن را انجام داده‌اند و كمتر اتفاق می‌افتد كه از قبل به دلیلش اندیشیده باشیم و اینكه انجام آن، پاسخ به چه نیازی است. انتخاب اپراتوردوم هم از این قضیه مستثنی نبود ولی نتایج خوبی برای كشور داشت. من از آن چه خارج از جلسات كمیسیون می‌گذشت اطلاعی ندارم ولی از آن‌جا كه تحركی به بخش داخلی بخشید و در حالی كه بخشی از شیوه‌هایی كه شركت مخابرات به عنوان اپراتور منحصر به فرد دنبال می‌كرد با روند رقابتی شدن امور خیلی سازگاری نداشت, این حركت باعث شد كه امور تا حدی سامان پیدا كند یا به سمت سامانمند‌شدن هدایت شود، به نظر من حركت موثری بود. اما اینگونه تصمیمات مهم در كشور ما, قبل از اینكه كارها عملیاتی شود نیاز‌مند فراهم شدن یك بستر فرهنگی است. ما معمولا بستر فرهنگی را فراهم نمی‌كنیم یا خیلی آن را جدی نمی‌گیریم.
آیا شما در جریان تفاهات مجلس و دكتر معتمدی برای تصمیم‌گیری كلان در حوزه اپراتور دوم بودید؟
خیر
در كمیسیون تنظیم مقررات اعضای دیگری بودند (مهندس صفاری و دكتر مشكوری) آنجا فرآیند تصمیم‌گیری رای‌گیری بود یا توجیه كردن یا وزیر سعی می‌كرد نظراتش را بقبولاند؟
اصولا سازمان تنظیم مقررات و كمیسیون مربوطه بایستی نهادی مستقل باشد تا بتواند از حقوق بخش خصوصی حمایت كرده و یك نگاه رقابتی در فضای مخابرات حاكم نماید. نه ساختار فعلی و نه وضعیت آن دوره كه دوره طفولیت آن سازمان بود این چنین نبود. بحث‌ها در كمیسیون عمدتا اغنایی بود و من هم اصولا فشارپذیر نیستم. از طرفی اگر قرار بود رای‌گیری شود از آنجا كه اكثر اعضایی كه دور میز می‌نشستند مدیران وزیر بودند طبیعی است كه رای آنها, رای وزیر باشد. در نتیجه بیشتر یك تفاهم و توافق كلی بود و كار نه به رای گیری می‌كشید و نه به استدلالی كه همه قانع شوند.
موردی بود كه به دلیل همراهی و مخالفت نكردن تحت فشار قرار بگیرید؟
در زمان آقای دكتر معتمدی خیر. اگر چیزی مورد قبول این جانب نبود, وقتی صورتجلسات را امضاع می‌كردم یك یادداشت هم می‌نوشتم. مدت كوتاهی بعد از آمدن آقای دكتر سلیمانی عضویت ما ادامه داشت تا اعضا تغییر كردند. موردی بود كه از سوی همكاران ایشان صورت جلسه‌ای را برای امضا ‌آوردند در حالیكه من در آن جلسه حضور نداشتم و طبیعی است كه از امضا آن امتناع كردم.
زمانی كه شما از كمیسیون رفتید آمدن عضو جدید با اطلاع شما بود؟
بدون اطلاع من بود. قبلا از دوستان شنیده بودم كه تصمیم دارند این كار را بكنند و دلیل آن هم مشخص و معلوم بود كه این اتفاق دیر یا زود می‌افتد.
آیا در آن زمان بحث پروانه مخابرات مطرح بود؟
خیر بعدا مطرح شد. البته حركت‌هایی در این خصوص انجام شده بود كه از آن جمله تخصیص طیف فركانس برای شبكه موبایل اپراتور اول بود. ولی موضوع پروانه شركت مخابرات هنوز مطرح نشده بود.
‌آیا در خصوص پروانه شركت‌های ارایه دهنده اینترنت پر‌سرعت یا اپراتور‌های تلفن ثابت نیز تصمیم‌گیری شد؟
بله. به یاد دارم چند شركت بر اساس مناقصه‌ای كه انجام شد برای ارایه اینتر‌نت پر‌سرعت انتخاب شدند كه البته من به دلیل نوع همكاری با مجموعه نه علاقمند به درگیری در فرآیند آن بودم و نه درگیر شدم .
شما نقش نمایندگان دیگر سازمان‌ها ازجمله سازمان مدیریت و وزارت دارایی را كه آنجا بودند چگونه ارزیابی می‌كنید؟
من فكر می‌كنم برای اجتناب از تك قطبی شدن كمیسیون تنظیم مقررات وجود نمایندگان سایر سازمان‌ها و نمایندگان مستقل امری ضروری است, علاوه بر این در این قبیل تصمیم‌گیری‌ها جنبه‌های مختلف حقوقی, مالی و غیره وجود دارد كه بایستی توسط نمایندگان این سازمان‌ها در مورد آنها اظهار نظر شود. پیشنهاد می‌كنم با گسترش دامنه خصوصی‌سازی , نماینده‌ای از بخش خصوصی نیز به این مجموعه اضافه شود. در آن زمان نظریات نمایندگان سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كارساز بود, به خصوص آقای رحمتی كه در زمینه اپراتور دوم تلفن همراه دیدگاه خوبی داشتند.
آیا تغییر فناوری مخابرات كه هزینه دسترسی را كاهش و كیفیت خدمات را بالا می‌برد با فرآیند مدیریتی و سیاست‌گذاری نزدیك هستند؟ آیا به نظر شما به عنوان استاد دانشگاه این همگرایی خوب درك و مدیریت می‌شود كه نتایج آن به نفع كاربر باشد؟
معمولا رگولاتوری وارد نوع فناوری نمی‌شود در عین حال نوع فناوری بسیار تاثیر‌گذار است.
آیا فرآیند صدور مجوز‌ها را با این فرآیند كه فناوری در خدمت مردم باشد همسو می‌بینید؟ یا گسیخته است؟
این جور نیست كه صددرصد گسیخته باشد. این گونه هم نیست كه وابستگی عمیقی داشته باشد كه بتوان از طریق آن خلایی به كار وارد كرد. طبیعی است كه اگر اپراتوری بخواهد یك سرویس خوب و با قیمت مناسب و در زمان مناسب به مردم ارایه كند ناگزیر است از آخرین فناوری جا افتاده و پذیرفته شده استفاده كند. این مساله شاید ده سال پیش جای مانور داشت ولی حالا دیگر وجود ندارد. آنچه در مورد فناوری مهم است این است كه باید دوره طفولیت خود را گذرانده و به مرحله بلوغ رسیده باشد تا انتخاب، انتخاب مناسبی باشد.
مساله دوم این است كه ما فناوری را وارد می‌كنیم اما متاسفانه نیروی انسانی كارآمد، در سطح این فناوری را از پیش فراهم نمی‌كنیم. در مقایسه با بسیاری از كشور‌ها خیلی از كارها را از لحاظ نصب و راه‌اندازی خودمان انجام می‌دهیم ولی به نظر من دانش مدیریت فناوری فراتر از این سطح است. شاید نگاه من قدری سخت گیرانه باشد ولی با آن برداشتی كه از سخن شما داشتم خیلی جای نگرانی نمی‌بینم.
شما عضو هیات مدیره مخابرات در زمان دكتر عارف هم بودید همكاران شما در آن زمان چه كسانی بودند؟
هیت مدیره در آن دوره متشكل از آقایان دكتر میرطاهری, مهندس انتظاری و این جانب بود.
شما فقط عضو هیات مدیره مخابرات بودید یا وظیفه دیگری نیز داشتید؟
به صورت رسمی خیر. ولی به صورت غیر‌رسمی بین خودمان تقسیم كار داشتیم تا هر یك بخشی از حجم كار فوق‌العاده زیاد شركت را با تقسیم كار از بالا سرپرستی كنیم.
مهم‌ترین كاری كه بین سال‌های 77 تا 79 در شركت مخابرات داشتید چه بود؟
یكی از اولین گام‌ها توسعه تلفن همراه بود كه با سرعت هر چه بیشتر از لحاظ شیب توسعه در آن دوران انجام شد. مناقصات آن برگزار و توسعه دیتا به موازات آن انجام گرفت. البته شركت‌های استانی شكل گرفته بودند ولی در زمان ما بود كه جلسات مجمع برگزار شد.
هیات مدیره مخابرات در آن زمان پر‌قدرت‌ترین ركن برای تعیین خط مشی بود. آیا برای تعیین خط مشی دارای استقلال بودید یا خودتان را با وزارتخانه هماهنگ می‌كردید؟
هیچ مساله‌ای از این بابت وجود نداشت. در دو سالی كه من عضو هیات مدیره بودم علی‌رغم بعضی افتراق نظرها، جو صمیمی و تفاهم حاكم بود و سعی می‌شد به یك اجماع برسیم. دوستان سازمان برنامه همكاری خیلی خوبی با ما داشتند. طبیعتا هرگاه نیاز به همكاری با وزارتخانه بود, مشكلی وجود نداشت و تفاهم برقرار بود .
در آ ن زمان دكتر عارف سیاستی را برای خرید تجهیزات داخلی در پیش گرفت و شما یكی از منتقدین جدی خرید با كیفیت پایین و قیمت بالا در شبكه مخابراتی بودید. در زمانی كه تب خرید داخلی ایجاد شده بود، این موضوع در مخابرات ایران جدی بود. آیا این موضوع برای گرفتن مجوز از شورای اقتصاد برای شما محدودیت ایجاد می‌كرد؟
این سیاست آقای دكتر عارف بود، من با اصل این سیاست صددرصد موافقم اما وقتی ما حمایت می‌كنیم باید مشخص باشد حمایت از چه و برای چه مدت و نتیجه آن چه باید باشد. این‌ها نكاتی بود كه گاه مبهم می‌ماند. من شخصا دوست داشتم همه چیز قانونمند و منطقی باشد.
مثلا من با مدیریت‌هایی كه می‌گویند ما سه برابر برنامه را اجرا كرده‌ایم از اساس مخالفم. چون معتقدم انجام این كار یعنی بی‌برنامه كار كردن! این در تفكر من و دیگر اعضای هیات مدیره نبود كه مخابرات فراتر از چارچوب‌های مشخص، برنامه اجرا كند. همه به نظم و با برنامه كاركردن معتقد بودیم. این در زمینه تولید داخلی هم مصداق داشت. متاسفانه گاهی به مواردی برمی‌خوردیم كه تولیدكنندگان داخلی به نوعی می‌خواستند از این امتیازات بیشتر از آنچه برایشان مشخص شده بخواهند استفاده كنند. در پرداخت‌ها با این پیشنهاد كه برای تولید‌كنندگان داخلی همانند تولیدكنندگان خارجی بایستی LC داخلی باز شود كه گرفتار مصیبت‌های بعدی نشوند موافق بودم به شرط آنكه آنان نیز تعهداتشان را مطابق قرارداد اجرا كنند. یا در خصوص مسایل ارزی طرفدار ساماندهی آن بودم و ‌یا اگر تولیدكنندگان متضرر شوند این زیان جبران شود. من معتقدم این تصمیم فی‌النفسه , تصمیم خوب و اصولی بود ولی همانند هر تصمیم دیگر در اجرا با برخی مسائل اجتناب‌ناپذیر همراه بود. اگر تجربه آن دوران امروز مورد توجه قرار گیرد به نظر این جانب صنعت داخلی به معنای واقعی نتوانسته است نهادینه شود چون ایجاد صنعت مولفه‌های پنهانی دارد كه به آن توجه نمی‌كردیم.
شما در دوران جنگ معاون توسعه مهندسی بودید. مهم‌ترین شاخصه آن دوران چه بود؟ شما برای تامین نیاز‌های مردم و جنگ تحت فشار بودید، مهم‌ترین طرح‌هایی كه آن زمان اجرا كردید چه بود؟
بحث خصوصی‌سازی و واگذاری تصدی‌گری در آن دوران كلید خورد (در سال شصت و یك). مدت كوتاهی بود كه قانون اساسی نوشته شده بود و مطابق اصل 44، مخابرات صددرصد دولتی بود. كاری كه در زمان ما انجام شد این بود كه اداره كل نصب شبكه‌های مخابراتی كه وظیفه‌اش اجرای شبكه كابل بود و توسط مخابرات انجام می‌شد و تمام كاركنانش كارمندان مخابرات بودند منحل شد و كاركنانش یا به شركت طرح و توسعه شبكه‌های مخابراتی رفتند و تعدادی بازنشست و یا با رضایت خودشان بازخرید شدند. این اولین حركت مخابرات در برون‌سپاری و واگذاری امور به بخش خصوصی بود. طبیعی است كه مقایسه آنچه امروز جریان دارد با آنچه در آن زمان انجام گرفت, همانند مقایسه آمارهای توسعه امروز با آمارهای سال 57 است. زیرا در تمام عرصه‌ها و به خصوص فناوری, مسائل به گونه‌ای متحول شده كه این قیاس را مع‌الفارق می‌كند.
در آن زمان برای راه‌اندازی یك مركز ده‌هزار شماره‌ای فقط نصب این مركز یك سال طول می‌كشید در حالی كه الان یك مركز ده‌هزار شماره‌ای ظرف دو هفته راه‌اندازی می‌شود. بخشی از طرح‌هایی كه در آن زمان اجرا می‌كردیم سوییچ بود و نگاه، نگاه دهه شصت بود كه در آن توزیع عادلانه در سطح كشور و پرداختن به روستاها مطرح بود. در كنار این‌ها توسعه راه دور و مایكرویوو بود كه بخشی از آن در زمان مدیریت من انجام شد. در آن زمان راه آهن می‌خواست برای مسیر جنوبش بین تهران و اصفهان كابل كواكسیال اجرا كند. با اصرار من موافقت كردند كه این طر ح مشترك بین مخابرات و راه آهن باشد. راه‌آهن تنها اندكی از این ظرفیت زیاد را استفاده می‌كرد. این كار انجام شد هر چند طرفین از این شراكت به دلایل قابل درك، زیاد راضی نبودند. ولی مقدار زیادی در سرمایه كشور صرفه‌جویی شد. بعدها شاید این نظر می‌توانست مطرح شود كه اگر این طرح با فیبر‌نوری اجرا می‌شد خیلی بهتر بود. ولی در اوایل دهه 60 فیبر هنوز جایگاه خودش را به عنوان یك محیط انتقال با قیمت ارزان پیدا نكرده بود. الان 30 سال از آن طرح گذشته است و عمر خودش را كرده است.
در آن زمان یك دفتر صنعتی با مسئولیت آقای مهندس رستگار تشكیل شد كه یكی از فعالیت‌های آن تشكیل نمایشگاهی از تجهیزات مورد مصرف در شبكه كابل بود. این اولین حركت برای ورود شركت‌های داخلی به بازار مخابرات بود. این بخش از صنعت ماندگار شد و اكنون ما شركت‌هایی داریم كه بیست و چند سال سابقه دارند و محصولات با كیفیت بالا تولید می‌كنند و محصولات مشابه آن‌ها از خارج وارد نمی‌شود، بدین ترتیب می‌توان گفت كه در این زمینه یك صنعت پایدار به وجود آمد.
مهمترین فعالیت آن دوران از نظر اینجانب, برگزاری دو دوره فوق مهندسی بود كه فارغ التحصیلان آنها بعدها اغلب جزء مدیران ارشد شركت مخابرات و یا پژوهشگران ارشد مركز تحقیقات شدند.
آیا ورود از آنالوگ به دیجیتال در زمان شما شروع شد؟
فكر می‌كنم سال 62 یا 63 بود كه مسوولیت نداشتم. ولی آغاز به كارگیری سوییچ در اروپا نیز به اواسط دهه 70 میلادی برمی‌گردد. دهه 80 میلادی مقارن دهه 60 ما بود. بالطبع تا یك فناوری به ایران بیاید زمان‌بر است‌. عده‌ای از دوستان به دلیل تخصصشان و دوره‌هایی كه دیده بودند طرفدار فناوری سنتی بودند و فضا‌سازی می‌كردند‌. اولین سوییچ دیجیتال در زمان آقای مهندس غرضی وارد شبكه شد.
چالش‌های شما بیشتر در این دوران چه بود؟
در آن دوران بیشترین چالش ما كمبود منابع مالی بود. آن زمان نرخ پالس را دولت مشخص می‌كرد و نرخ آن تغییر نكرد. زمان جنگ بود، نیاز‌های مخابراتی جنگ را پشتیبانی می‌كردیم، مخابرات از قبل عقب ماندگی فاحشی داشت. شبكه زیر‌ساخت كشور قبل ازانقلاب توسعه خوبی پیداكرده بود ولی در دهه 60 با توجه به رشد جمعیت پاسخگوی نیاز مخابراتی كشور نبود. شبكه ازدیدگاه سوییچ فوق‌العاده عقب مانده بود. باتوجه به ارزش پول در آن زمان تلفن ثابت در شهرك غرب 400 هزار تومان خرید و فروش می‌شد و این فشار مضاعفی بود. ما تقاضای10 ساله و12 ساله در اوایل دهه 60 داشتیم.
سال 51 شركت مخابرات تشكیل شد و شركت سهامی تلفن كه خصوصی بود دولتی شد. درآن زمان حضورخارجی‌ها چگونه بود؟
در زمانی كه من وارد حوزه مخابرات شدم, فعالیت جدی آن زمان اجرای پروژه مخابراتی یك پارچه كشور بود. این طرح را كنسرسیومی متشكل از 5 شركت اجرا می‌كردند و مدیران اصلی و مهندسان مشاور آن، آمریكایی بودند. بیشتر كار‌ها برعهده شركت پیج بود كه مجری آن طرح بود. حضور خارجی‌ها درآن دوره خیلی چشم‌گیر بود و چاره‌ای هم نبود. حتی در سطوح خیلی پایین‌تر برای كار نگهداری كه تا یك سال بر عهده این كنسرسیوم بود از نیروهای فیلیپینی استفاده می‌شد تا آنكه تكنسین‌های داخلی را آموزش دادند و جایگزین نیروهای خارجی شدند.
در آن دوره مصوبه محرمانه‌ای بود كه 25 میلیون دلار به ارتش داده شده بود تا به عنوان یك سازمان پول را هزینه كند و مخابرات هم ملزم به همكاری بود. در این رابطه توضیح دهید.
در آن زمان من در سطحی نبودم كه از آن روابط اطلاع داشته باشم. طرح از لحاظ اجرایی كاملا غیر‌نظامی بود. اجرای آن با نیرو‌های خارجی و با كمك مهندسین مخابرات ایران انجام گرفت. اهداف طرح نظامی بود كه بخش غیر‌نظامی كشور نیز از آن بهره بسیار خوبی برد. بعدها كه شبكه سوییچینگ خودكار راه افتاد, بستر انتقال آن همین شبكه مخابراتی بود كه در قالب این طرح اجرا شد.
آیا شما اخبار حوزه مخابرات را پیگیری می‌كنید؟
خیر. لازمه این كار این است كه تماس نزدیك داشته باشم كه ندارم.
به عنوان یك كاربر از كدام سرویس مخابراتی استفاده می‌كنید و به عنوان یك مشتری آیا به شما پاسخ حداقلی داده می‌شود یا خیر؟
از تلفن ثابت و همراه استفاده می‌كنم. البته نسبت به گذشته وضع تلفن همراه بهتر شده و تلفن ثابت در حد قابل قبولی است ولی ما در دنیای استاندارد‌های امروز، اگر این‌ها را مبنا بگیریم خود را دست پایین گرفته‌ایم. در خصوص مساله‌ای، از همراه اول گله دارم. چون تلفن من استثنائا رند است برایم مدام پیامك می‌آید. یك بار برای اعتراض به دفاتر مخابراتی رفتم ولی گفتند به دفاتر دولتی بروید كه در تهران چهار دفتر است. می‌خواستم به مدیران مخابرات بگویم اگر كسی به تلفن شما زنگ بزند و مزاحم بشود، شما می‌توانید به مخابرات بر علیه او شكایت كنید این هیچ فرقی با آن ندارد، ماهیتشان یكی است، چرا اینجا می‌گویید اگر نمی‌خواهید اطلاع بدهید، شما حق ندارید این كار را كنید. اتفاقا اگر من بخواهم خبری, چیزی دریافت كنم باید به شما اطلاع بدهم, این همان بستر فرهنگی است. یعنی هنوز مدیران ما به این باور نرسیده‌اند كه این یك عرصه خصوصی است و كسی حق ندارد بدون اجازه به آن وارد شود. الان روی شبكه تلفن همراه سرویس‌های بیشتری از آن چه كه مخابرات ارایه می‌دهد قابل ارایه است. مورد دیگری كه به عنوان توقع مطرح است این است كه در تعرفه‌ها تجدید نظر كنند، تعرفه ما تعرفه بالایی است. حتی زمانی كه در هیئت مدیره بودم بحث تعرفه‌گذاری مطرح بود. به مسوولین پیشنهاد دادم وقتی كسی از همراه به همراه زنگ می‌زند برای این تعرفه‌اش گران‌تر است كه این ارتباط دو كانال رادیویی گران قیمت را اشغال می كند. وقتی كسی از همراه به ثابت یا بالعكس زنگ می‌زند فقط یك كانال رادیویی را اشغال می‌كند. ما نباید تفاوت این دو تعرفه را اندك درنظر بگیریم و این پیشنهادی است كه هنوز هم از آن دفاع می‌كنم. البته در آن زمان این پیشنهاد پذیرفته نشد و الان هم عمل نمی‌كنند, به هر صورت در مجموع تعرفه ها بالاست.
آیا شما خصوصی‌سازی مخابرات را دنبال كرده‌اید یا خیر؟
دورا دور
آیا به عنوان یك صاحب نظر خصوصی شدن مخابرات را به این نحو كه تلفن همراه و شركت‌های استانی به همراه سیم خصوصی كرده‌اند، منطقی برای ایجاد فضای رقابت در بازار می‌دانید یا خیر؟
من كلیت جریان را نمی‌دانم و تمایلی برای ورود به این مباحث غیر‌فنی نیز ندارم ولی به نظر نمی‌رسد كه واگذاری شركت‌های دولتی به بخش‌های شبه دولتی بتواند اهداف واقعی خصوصی‌سازی را محقق نماید. اعتقاد دارم كه بستر خصوصی‌سازی در كشورمان فراهم نیست. دولتمردان ابتدا باید فضایی ایجاد كنند كه ثروتمندان دارای ثروت مشروع امنیت و احترام داشته باشند تا با این ثروت كار آفرینی كنند و با پرداخت مالیات دین خود را به جامعه ادا كنند. اگر ثروتمند به این معنی وجود داشت, كه پتانسیل آن در جامعه وجود دارد در چنین شرایطی، خصوصی‌سازی وقتی معنی‌دار است كه در یك فرایند رقابتی، ثروتمندان این امكانات را به قیمت واقعی بخرند و پولش از طرق مختلف به جامعه برگردد. ضمنا در فرآیند خصوصی‌سازی چیزی كه به اندازه سرمایه بخش خصوصی و شاید بیشتر اهمیت دارد مدیریت و ریسك پذیری بخش خصوصی است.
آیا با توجه به وابسته بودن تمام سرویس‌های فناوری اطلاعات به سیم مسی، دادن آن از سوی دولت به بخش خصوصی منطقی است؟
در جاهای دیگر كه بخشی از شبكه مخابرات را به بخش خصوصی فروخته‌اند اپراتور‌های خصوصی در قالب یك قرارداد از این بستر استفاده كرده‌اند، چون نمی‌توان تنها شبكه كابل را فروخت، مگر اینكه كل شبكه به صورت یكپارچه واگذار شود كه چنین چیزی نه در كشور قابل انجام و نه بستر فرهنگی آن فراهم است.
با تشكر از حضورتان در این مصاحبه و مطالب ارزشمندی كه بیان نمودید.