مهندس جهانگردكه فارغ التحصیل رشته كامپیوتر است همكاری خود را با مخابرات ازسال 62 آغاز كرد وی در سال 76 به عنوان معاون برنامه ریزی دكتر عارف منصوب شد و به دنبال رفتن دكتر عارف از وزارت ارتباطات سه ماه سرپرستی این وزارتخانه را بر عهده گرفت و از سال 80 تا 85 به نمایندگی ازطرف رییس جمهور مدیریت طرح تكفای كشور را برعهده داشت، با مهندس جهانگرد در خصوص وضعیت ICTكشور در سه دهه اخیر، گفت و گویی داشتهایم كه از نظر شما خوانندگان گرامی میگذرد.
- ابتدا از رشته تحصیلی خود و چگونگی ورودتان به حوزه مخابرات برایمان بگویید.
رشته تحصیلی من در مقطع لیسانس كامپیوتر بود در گرایش سخت افزار فارغ التحصیل شدم، به دلیل مسائل قبل از انقلاب و فعالیتهایی كه داشتم این دوره طولانی شد. در دوره فوق لیسانس مدیریت صنعتی خواندم كه بیشتر بر برنامه استراتژیك تأكید داشت.
ورود من به مخابرات به سال 62 برمیگردد. در ایام دولت آقای رجایی در خدمت ایشان بودم و بعد از شهادتشان در دبیرخانه شورای انقلاب فرهنگی مشغول به كار شدم اما به دلیل رشته تحصیلیام در هفته یك روز به مركز تحقیقات میرفتم كه اطلاعات تخصصی خود را با توجه به تعطیل بودن دانشگاهها از دست ندهم. به تدریج با دعوت آقای انتظاری و آقای قنبری بنده و دو تن از دوستانم: آقای دكتر مقدم و آقای دكتر بیك زاده برای همكاری تمام وقت به مركز تحقیقات رفتیم. در واقع از نیمه سال 63 به طور كامل به مركز تحقیقات وارد شدم و تا سال 76 در این مركز به فعالیتهای پژوهشی پرداختم. این دوره استثنایی بود چون ما فارغالتحصیل رشته كامپیوتر بودیم و به بخش مخابرات آمده بودیم، از اولین نسلهایی بودیم كه موضوع Network و Data Network را مطالعه و درك كردیم. در سال 66 و 67 مسوولیت گروه تجدید مطالعه برای شبكه دیتای كشور را داشتیم كه در آن نگاهی یكپارچه به شبكه دیتای كشور صورت گرفت، كتابچهای تهیه شد كه بر اساس آن وزارت وقت اقدام به پایهگذاری شبكه دیتای كشور كرد. ایام بسیار آموزندهای بود چه از لحاظ تخصصی چه از لحاظ مدیریتی. با اینكه هنوز استاندارد ISO در دنیا باب نشده بود اما در مركز تحقیقات جلوههایی از آن صورت میگرفت، محققین تمام فرآیندهای كاری خود را به طور مشخص ضبط میكردند. از سطح طراحی تا سطح مهندسی، نمونه تولیدی و نمونه كار در بازار، تمام این مراحل را تجربه كردیم.
میتوان گفت مركز تحقیقات در طول یك دهه، یك دهه و نیم مادر صنعت ارتباطات و اطلاعات ایران شد. بیش از 1000 نفر نیروی ارشد تربیت كرد، حدود چند صد شركت از این مركز منشعب شد و به وجود آمد همچنین در تكنولوژی تقریباً به سطح متوسط تكنولوژی ارتباطات و اطلاعات رسیدیم.
از سال 76 با دعوت جناب آقای دكتر عارف به عنوان معاون برنامهریزی به وزارتخانه منتقل شدم و تا سال 82 در این سمت خدمت كردم. از سال 73 به عضویت هیئت علمی مركز تحقیقات درآمدم و از سال80 هم مسوولیت مسائل فناوری اطلاعات كشور را تا سال 85 به نمایندگی از طرف رئیس جمهور بر عهده داشتم.
از سال 63 تا 76 دوره كارشناسی خوبی را در مركز داشتید لطفاً در رابطه با فرآیند تصمیمگیری در مركز در آن زمان توضیح دهید؟ آیا ارتباط تنگاتنگی بین لایه كارشناسی و تصمیمگیری كشور برقرار بود یا خیر؟
بنده توفیق درك كاری دوره وزارت جناب آقای مهندس نبوی را نداشتم اما بنا به اطلاعاتم میدانم كه ایشان ارتباط خوبی را با مركز تحقیقات داشتند با تكیه بر اعتمادی كه مرحوم شهید قندی به مركز تحقیقات داشتند همكاران آقای نبوی و خودشان نیز به مركز عنایت داشتند.
مرحوم شهید دكتر قندی اعتماد كاملی به تركیب هسته مركز تحقیقات داشتند و مركز با نظر ایشان تأسیس شد. جناب آقای مهندس غرضی نیز توجه نسبی به مركز داشتند، به تدریج ارتباطات مركز با ایشان از رونق افتاد، اما همچنان در جلسات تصمیمگیری از مدیران مركز شركت میكردند. در آن زمان آقای مهندس انتظاری رئیس مركز بودند و روابط مناسبی با وزارتخانه داشتند.
به رغم ارتباطات نسبتاً ناكاملی كه برقرار بود به نظر من آقای مهندس غرضی حمایت موردی متعددی را اعمال كردند ازجمله ایجاد تعاونی مركز تحقیقات تولید داخلی آغاز خوبی بود بدین ترتیب میتوان گفت توسعه صنعت مخابرات در داخل كشور از نیمه آخر دوره آقای مهندس غرضی شروع شد و به اوج خود در دوره آقای دكتر عارف رسید در نهایت نیز در اواخر سال 83و اوائلسال84 و بعد از آن شروع به افول كرد، پس از اینكه سفارش به شركتهای چینی(بدون توجه به دمپینگ آنها) زیاد شد افول اتفاق افتاد و در دوره آقای دكتر سلیمانی تقریباً نزدیك به سطح زمین رسید.
-از نظر شما نگاه كلی حاكم بر كشور در آن زمان چقدر مثبت بود؟ البته به نظر نگاه مثبتی بوده كه توفیق این چنینی حاصل شده است.
فضای عمومی كشور توجه به توان عمومی توسعه تولیدات داخلی بود، بنابراین یك وزارتخانه به تنهایی و بیرون از این نمیتوانست تصمیم بگیرد. دوره جنگ بود و همه عناصر كشور عنایت داشتند كه توان داخلی باید رشد كند، تقریباً در نیمه اول دوره آقای مهندس غرضی مدیران برجستهای مثل آقای مهندس صفری و... به تدریج از مجموعه ایشان جدا شدند كه به نظر بنده با این شرایط دوره آخر وزارت آقای مهندس غرضی افول داشت.
در دنیا، صنعت مخابرات تا كنون 3 نسل را طی كرده: نسل مداری، نسل سوییچ و شبكه ،نسل مبتنی بر سرویس
در آن ایام ساختار مخابرات بر نسل مداری منطبق بود و از سال 68 سوییچ دیجیتال وارد كشور شد كه هنوز هم به نظرم به دلیل تفكر مدیریتی در عصر مدیریت سوییچی -آفت كشور- قرار داریم و عقب افتادگیمان هم این است كه بیش از 5،6 سال است كه باید از این دوران عبور میكردیم و وارد عصر مخابرات سرویسگرا میشدیم كه نشدیم!!
در مركز تحقیقات مخابرات ایران در حیطه نوآوری و تحول حضور مؤثری داشته است،اولین PC ساخت ایران تقریبا همزمان ذش امریكا در این مركز طراحی ،ساخته ودر سوئیچ ها به كار گرفته شد.در سال 66 در طول كمتر از یك سال با یك گروه از مجموعه مهندسین مخابرات و مركز تحقیقات، مطالعات مربوط به ایجاد شبكه دیتا در كشور صورت گرفت و در دل آن بحث سوییچینگ دیجیتال به تصویب رسید، همزمان در مخابرات نیز گذر به سوی دیجیتال را در دستور كار خود قرار دادند.
در هر دو مقطع از سیستم آنالوگ مداری به دیجیتال سوییچینگ با مقاومت یك نسل از مهندسی مخابرات مواجه بودیم و همچنین در دورهای كه میخواستیم از سوییچهای عادی به سوییچهای IP یاATM برسیم با مقاومت نسل مهندسی روبه رو بودیم (سالهای 76، 77) و هنوز هم دانش آن نسل تصمیمساز است و بدین ترتیب در دگردیسی به موقع و رشد همچنان مشكل داریم.
- در سال 76 چگونه معاون برنامهریزی دكتر عارف شدید؟ با چه رویكردی وارد این حوزه شدید و همچنین در جایگاه نماینده ویژه رئیس جمهور درسال 80 لطفا برای خوانندگامان شرح دهید.
به لطف مطالعاتی كه درمركز تحقیقات مخابرات ایران انجام داده بودیم (تقریباً از سال 70) مباحث برنامهریزی استراتژیك بین مدیران مركز تحقیقات مخابرات عمومیت خاصی پیداكرده بود و بیشتر وقت ما در این حوزه صرف میشد، نگاه كاملی به تكنولوژی و همچنین به سیاستگذاریهای توسعه داشتیم، آقای مهندس انتظاری با اوج گرفتن اختلافاتشان با آقای مهندس غرضی درسال 73از مركز جدا شدند ،آقای مهندس قنبری نیز چند ماه قبل از اینكه آقای انتظاری از مركز بروند با شروع دوره سوم وزارت آقای مهندس غرضی، از حضور در مركز انصراف دادند و به شركت دادهپردازی رفتند. بنده حدوداً از سال 73 از مدیریت بخش كنار گذاشته شدم و تنها به عنوان كارشناس ارشد در سیستم حضور داشتم اما مطالعات و نگاه ما كاملاً به سمت برنامههای كلان و استراتژیك گرایش پیدا كرده بود و از این رو در سازمان مدیریت وبرنامه ریزی وقت ، آقای مهندس قنبری برای مدیریت دفتر مخابرات دعوت شدند و من هم بعد از یكسال به عنوان مشاور رئیس كل در مباحث مربوط به كامپیوتر و... به كمك مركز آمار پرداختم.
آقای دكتر عارف با این حلقه آشنایی كامل داشتند و به همین خاطر بعد از حضورشان در وزارتخانه از من دعوت كردند كه به عنوان معاون برنامهریزی حضور یابم. در همان ابتدا ذهنیت بنده توسعه مبتنی بر دانش بود و اعتقاد داشتیم ارتباطات و اطلاعات، زیر ساخت این كار است و با همین مقدمات با ایشان صحبت كردم و در روز معارفه خود نیز این مطالب را مطرح نمودم.
توفیق خوبی بود ،آقای دكتر عارف به جهت مدیریتی رویكرد مثبت و مشاركتی دارند و با نیروهای خود تعامل بسیار خوبی داشتند. من به عنوان معاون برنامهریزی در كنار بقیه دوستان، در شركت مخابرات ایران و بخشهای مختلف آن تلاش زیادی كردیم تا سیاستهای خوبی پا گرفته شود، در هیئت مدیره مخابرات نیز افراد متخصصی دعوت شده بودند. میتوان گفت كه خوشنامترین نیروهای بازار و صنعت مخابراتی كشور در آن مقطع در لایههای مدیریتی حوزههای مختلف حضور داشتند. از جمله در مدیریت استانها سعی شده بود كه از كارشناسان و مهندسان خوشنام و با سواد و تخصص استفاده كنیم. فضا، فضای مثبتی نسبت به توسعه در ارائه خدمات و همچنین نسبت به حمایت از تحقیق و توسعه و تولید داخل كشور شده بود و در این فضای مثبت بازار بخش خصوصی رونق چشمگیری یافت و به اوج ظرفیت تولیدی در این حوزه نزدیك شدیم.
به اعتقاد بنده ایام بسیار ارزشمندی بود تا سال 79 كه آقای دكتر عارف رفتند، البته ما با رفتن ایشان مخالف بودیم از این جهت كه تیم خوبی پا گرفته بود و حركت سریع و رو به جلویی داشتیم، حس میكردیم با رفتن ایشان و جابجاییها به این روند لطمه وارد میشود كه اینگونه نیز شد البته مصلحت بالاتری بود كه ایشان به سازمان برنامه رفتند. با رفتن ایشان تقریباً انسجامی كه طی 4 سال كسب كرده بودیم را به تدریج از دست دادیم. البته از دستمایههای آن دوران تقریباً تا نیمههای دوره بعد استفاده كردیم اما با تغییراتی كه در سیاستهای اجرایی پیش آمد احساس میكنم كه نسبت به تولید داخل دوره افول را طی كردیم، اما نسبت به توسعه سرویس شرایط خوب بود.
هنگامی كه شما به عنوان كاندید جهت وزارت معرفی شدید چه شرایطی پیش آمد؟ رئیس جمهور شما را به عنوان جایگزین آقای دكتر عارف معرفی كرد و به نظر میرسید كه مسئلهای برای راٌی نیاوردن شما نبود اما متاٌسفانه عدم توجه به ظرایف سیاسی یا فردی باعث شد كه شما انتخاب نشوید.
هنوز مایل نیستم كه اتفاقات پیچیدهای كه در آن ایام پیش آمد را بازگو كنم اما به طور كلی باید بگویم، در بین دوستانی كه در وزارتخانه كار میكردند تعداد افرادی كه به جهت مدیریتی و دانش كار شایستگی داشتند تا مسوولیت وزارت را بر عهده بگیرند قابل توجه بود و بنده نیز این توفیق را داشتم كه در این كارنامه موفق سهم داشته باشم، در نهایت به خاطر شناختی كه نسبت به بنده وجود داشت این ترجیح اتفاق افتاد و از طرف جناب آقای خاتمی معرفی شدم. در آن ایام دوستان دیگری از بیرون بدنه مخابرات كشور نیز در مجموعه مسوول بودند كه نگاهشان بیشتر سیاسی بود تا مدیریتی ،اما نگاه ما به بحثهای مهندسی كار و خدمات بود و مقدار كمی به فضای سیاسی توجه داشتیم.
آن مقطع همزمان با اوجگیری اختلافات درون بخشی بین نیروهای همراه جناب آقای خاتمی بود به جهت تصمیمات سیاسی، اختیارات و انتصابات و پستها، در نتیجه سهمخواهی از ایشان بالا رفته بود و بنده در چنین فضایی معرفی شدم در حالی كه انتخاب بنده خارج از حلقه سیاسی و یك انتخاب كاملاً حرفهای بود. كلاً علاقهای به اینكه در دستهبندیهای سیاسی جای بگیرم نداشتم، در نتیجه هیچ تلاشی در مجلس، روابط سیاسی و لابیها نداشتم اما متقابلاً دوستانی بودند كه خیلی منفی عمل میكردند. در واقع ملاحظه داشتم كه وارد چنین لابیهایی نشوم، با دوستانی كه در آن زمان مانع انتخاب بنده شده بودند هم اكنون نیز ارتباط دارم ، با احترام با آنها برخورد كردم اما تلاش آنها به خصوص اتفاقات روز مجلس و اغتشاشات ذهنی برای آقای خاتمی در آن روز نتیجه بروز اتفاقی شدكه برای بنده سبب خیر گشت، فرصتی بوجود آورد كه وقت كافی برای ایدهای كه 17 ،18 سال برای آن تلاش كرده بودم صرف كنم و با حضور آقای دكتر معتمدی و حسن اعتمادی كه بین بنده و ایشان بوجود آمد توانستیم اولین برنامه جامع فناوری اطلاعات كشور را تهیه كنیم.
بین شما و رئیس جمهور وقت آقای خاتمی صحبتهایی در رابطه با فناوری اطلاعات و ارتباطات صورت گرفته بود، مباحثی كه شما در رابطه با این موضوع مطرح كردید و نظر رییس جمهور در این مورد چه بود؟ به عنوان كسی كه هم سرپرست وزارتخانه بودید و هم اینكه قرار بود در آینده وزیر ارتباطات بشوید چه رابطه كاری با ایشان داشتید؟
توجه آقای خاتمی به این حوزه بسیار خوب بود.
ایشان در ایامی كه مدیر كتابخانه ملی بودند به اهمیت موضوع فناوری اطللاعات و ضرورت آن برای كاربردهای مختلف پی برده بودند، در واقع در شكلگیری اولین مباحث مربوط به شورای عالی اطلاع رسانی دخیل بودند، بنابراین به حوزه IT وICT اشراف كامل داشتند. بنده نیز از زمانی كه وارد وزارتخانه شدم نگاهم، نگاه توسعه فناوری اطلاعات بود. در سال 79 و در اواخر خدمت آقای دكتر عارف ارتباطاتمان با ITU بسیار خوب شده بود و به این نتیجه رسیده بودیم كه باید مطالعات جامعی برای آینده مخابرات كشور انجام دهیم در این راستا یك پروژه مطالعاتی و مشاورهای مشترك با ITU و با استفاده از مشاوران بینالمللی همراه كارشناسان مخابراتی بر پا گردید و برای اصلاح ساختار آینده بخش راه حلهای بسیار خوبی بدست آمد، قبل از انقلاب اسلامی نیز مطالعات مشابهی صورت گرفته بود كه اسنادش در مركز تحقیقات مخابرات موجود بود، در این اسناد پیشبینیهای لازم تا سال 75 صورت گرفته شده بود.
ما، خلاء یك مطالعه استراتژیك را به خصوص از نگاه Business Strategy میدیدیم. مدیران ارشدITU اظهار داشتند كه میتوانند این سرویس را در اختیار ما قرار دهند به این نحو كه نیروهای نخبه بینالمللی را انتخاب میكردند و در اختیار ما قرار میدادند و ما نیز با كمك نیروهای داخلی، كار انجام را انجام میدادیم. این همكاری منجر به عقد یك قرارداد مطالعاتی بین وزارتخانه و سازمان ITU شد كه حدود 50% هزینه برعهده داشت، و 50% نیز توسط ما پرداخت شد.
در طی 1 تا 2 سال مطالعات جامعی در رابطه با آینده مخابرات كشور صورت گرفت ،از جمله مسئله ایجاد قانون مستقل، تغییر نام وزارتخانه و مسئله اطلاع ساختار مخابرات و تاٌسیس شركتها و... كه دستاورد بسیار خوبی داشت و در داخل آن مطالعات روند تحولات حدود 38 كشور جهان را نیز مطالعه كردیم.
در مطالعات به چارچوبهای كلی قانون تاٌسیس رسیدیم و بعد از اتمام كار در ایام مسوولیت آقای دكتر معتمدی لایحه قانون جدید تهیه گردید.
فرمودید كه آقای رئیس جمهور با توجه به سابقه كاری در كتابخانه ملی نگاه مثبتی به حوزه فناوری اطللاعات داشتند، بفرمایید تصویری كه رئیس جمهور از شما جهت توسعه كشور میخواست چگونه بود؟ با توجه به این كه در آن زمان خیلیها ICT رامحور توسعه میدانستند، آیا رئیس جمهور نیز اینگونه از شما میخواست؟
به نكته خوبی اشاره كردید، مادر مركز تحقیقات مخابرات از زمان برنامه دوم توسعه مدعی بودیم كه این صنعت، صنعت محوری توسعه است، البته در آن زمان چیزی به نام فناوری اطلاعات وجود نداشت و با نام صنعت الكترونیك شناخته میشد، در سالهای 66 تا 68 یك هسته مطالعاتی كه توسط آقایان كلاهدوز، قنبری، دانشمند و... از صنعت الكترونیك ایران تهیه شده بود، در سوی دیگر بنده نیز در آن ایام با آقای مهندی قنبری و تعدادی از دوستان در حلقه نیروی انسانی -آموزش و پرورش- تدوین اولین درس كامپیوتر را كردیم و كامپیوتر به عنوان یكی از دروس وارد دوره دبیرستان شد. به موازات در سمت دبیر شورای عالی فناوری اطلاعات وزارت علوم در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی منصوب شدم و در آنجا به یك طرح كامل در جهت توسعه شاخههای مختلف آموزش فناوری اطلاعات در ایران رسیدیم بنابراین فلسفه ذهنی ما ها بیش از 10 سال این بود كه فناوری اطلاعات محور توسعه میباشد.
در دولت و سازمان برنامه نیز این دیدگاه عنوان گردیده كه از طرف آقای رئیس جمهور، معاون اول و سازمان برنامه مورد استقبال بود و فضا را برای كار باز گذاشته بودند تا در گفتگوهای كارشناسی بتوانیم نظر خود را تثبیت كنیم در واقع به صورت فرمایشی موضوع را قبول نداشتند. در برنامه سوم در سازمان برنامه تلاش بسیاری در دفاع از این نظریه كردیم اما موفق نشدیم كه جمع كنندگان و تصمیمگیرندگان نهایی آن را با خود هم رأی سازیم. بنابراین رئیس جمهور و سازمان برنامه و معاون اول دولت موافق بودند اما تثبیت آن در مراجع كارشناسی و جدالهای علمی صورت گرفت.
بعد از اینكه شما رای اعتماد در مجلس كسب نكردید آقای معتمدی به عنوان وزیر معرفی شدند در آن زمان شما دبیر شورای عالی اطلاع رسانی كشور نیز بودید كه عمده فعالیتهای IT كشور در آن جا به چند آئیننامه كارگشا (بحث مربوط به شركتهای ارائهدهنده خدمات اینترنتی و...) متمركز شده بود و مسائل كلیدی كه دغدغههای نظام در حوزه محتوا را میتوانست پاسخ دهد. با آمدن آقای دكتر معتمدی شما با ایشان همكاری كردید و بعد از دو سال از وزارتخانه جدا شدید و حكم نمایندگی رئیس جمهور برایتان زده شد در واقع به لایه كلانتری وارد شدید در این رابطه توضیح دهید.
در سال 76 كه آقای خاتمی رئیس جمهور شدند بحث شورای عالی اطلاع رسانی در دستور كارشان قرار گرفت چون پیش از ایشان و در انتهای زمان ریاست جناب آقای هاشمی وارد دستور كار شده بود. خمیر اولیه این مصوبه خیلی كامل نبود و به تدریج در بحثهای شورای عالی انقلاب فرهنگی پخته شد و نزدیك به یك سال و نیم طول كشید تا خود دبیر خانه شكل بگیرد.
در آن زمان یك منازعه پنهان بین فعالین حوزه فناوری اطلاعات شكل گرفته بود كه به شدت مخالف ورود فناوری اطلاعات به سازمان برنامه بودند، چون فضای منفی وجود داشت و در زمان رایگیری،به نهاد ریاست جمهوری رای دادیم چون معتقد بودیم كه این مسئله فرابخشی است. در آن جلسه آقای رئیس جمهور بیان كردند كه به علت شمول و حساسیت، راهبری رئیس جمهور ودولت را قبول دارد اما از جهت بروكراسی تمایل ندارد كه بروكراسی بزرگی در كنار ریاست جمهوری پا بگیرد و پیشنهاد دادند كه دبیرخانه در یكی از دستگاهها تشكیل شود اما ایشان نمایندهای منصوب میكند تا بدین ترتیب مستقیماً رئیس جمهور بتواند در امور مداخله كند.
بعد از رأیگیری وزارت ارتباطات بالاترین رأی را آورد تا شورا در آن تشكیل شود. بدین ترتیب در سال 78 دبیرخانه پا گرفت، آقای دكتر عارف بنده را پیشنهاد كردند و آقای رئیس جمهور حكم را صادر كردند و بنده دبیر شورای عالی اطلاعات شدم.
در یك سال اول تلاش ما بر این بود تا ساختاری اداری برای شورا تهیه كنیم، با مطالعاتی كه انجام دادیم طرحی تلفیقی از دو نوع دبیرخانه مهم موجود در كشور (دبیر خانه دولت و دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی) به وجود آوردیم یعنی دبیر خانه شورای عالی اطلاع رسانی میتوانست موضوعات را وارد بحث كارشناسی كند اما باید از 5 كمیسیونی كه اعضاء عضو آن بودند گذر میكرد و پخته میشد، در كمیسیون تلفیق كه وزیر ارتباطات رئیس آن بود نهایی میگشت و سپس به دستور شورای عالی اطلاع رسانی وارد میشد.
همزمان با حضور آقای دكتر عارف در وزارتخانه این طرح نهایی و تصویب شد. به موازات این داستانها فشار موجود برای تقاضای دسترسی به اینترنت موجب شد تا چند طرح و لایه به شورا بردیم و مجوزهایی برای تأسیس ISPها و كافینتها و دسترسی به اطلاعات دادیم. آقای دكتر معتمدی دارای سابقه خیلی خوبی در مباحث توسعه IT بودند، در خدمت ایشان در سازمان پژوهشهای مجلس پیریزی طرح جامع شبكه علمی كشور را انجام داده بودیم و ایشان با زمینه ذهنی كامل از كاربردIT به وزارتخانه آمده بودند. در زمان وزارتشان نیز با ایشان همكاری داشتم تا زمانی كه آقای دكتر معتمدی نظرات خاصی راجع به توسعه IT پیدا كردند و من آن را محدود به وزارتخانه میدیدم، معتقد بودم وزارت ارتباطات و اطلاعات وزن مهمی در توسعه IT كشور دارد اما نمیتواند نقش راهبری داشته باشد چون موضوع فرابخشی است و ما نمیتوانیم به عنوان یك دستگاه به بقیه دستگاهها بگوییم كه چهكار كنند و چهكار نكنند و اگر مدعی ریاست در این حوزه بشویم كار حتماً با شكست مواجه میشود. در یك گفتگو دوستانه كه با ایشان داشتیم برای اینكه مسوولیت معاونت و مسوولیت نمایندگی ویژه رئیس جمهور بنده باهم تداخل پیدا نكند و ضمنآً مانع كار ایشان نباشم، درخواست كردم كه در معاونت نباشم و ایشان نیز پذیرفتند اما كماكان به عنوان مشاور در وزارتخانه حضور داشتم.
در زمان سرپرستی شما یك متن پیشنویس لایحه جهت تغییر نام وزارتخانه تهیه شده بود كه فناوری اطلاعات را به وزارتخانه اضافه میكرد، چیزی شبیه به ماده 3 فعلی، البته با غلظت بیشتر IT و با امضاء وزیر ارتباطات و وزیر دارایی به دولت و سپس به مجلس رفت.
رویكرد بنده از تغییر نام وزارتخانه تحت عنوان ICT، به این معنی نبود كه ما مسوول توسعه ICTایرانیم بلكه بدین معنا است كه ما مسوول ارائه خدمات ICT هستیم. مطالعات بینالمللی ما نشان میداد وزارتخانههای مخابراتی به وزارتخانههای نسل سوم منتقل شدند یعنی ارائه سرویس میكنند بنابراین وقتی نام فناوری اطلاعات را وارد وزارتخانه میكنند یعنی ما به عنوان مخابرات میخواهیم این سرویس را ارائه كنیم در حالی كه بخشی از دوستان ما تصور میكردند با این تغییر نام همه فعالیتهای این حوزه باید در دست ما قرار بگیرد و این اولین زاویه انحراف نگاه بود، ما این تغییر نام را به منظور ارئه سرویسها اعمال كردیم. شورای عالی انقلاب فرهنگی نسبت به اعتراضات مجلس شورای اسلامی در خصوص اینكه چرا شما در مصوبه شورای عالی اطلاع رسانی موضوعاتی را گنجاندهاید كه ماهیت ایجاب قانونگذاری دارد و یك تفاهم نانوشتهای بین دو مجموعه بود كه شورای عالی انقلاب فرهنگی در قانونگذاری وارد نشود با بالا گرفتن اعتراضات ،شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام كرد كه شما در مجلس قانون مشخصی تعیین كنید تا ما آن را به آنجا منتقل كنیم. بنابراین قبل از تغییر نام یك لایحه یا بحث طرح بود كه اختصاصاً برای فناوری اطلاعات بود و چون همزمان با لایحه تغییر نام وزارتخانه شد قرار شد تا با هم انجام شود.
ما، در تهیه لایحه تغییر نام وزارتخانه اجزا را به طور كامل دیده بودیم میدانستیم كه شاه بیت وزارت ارتباطات و اطلاعات رگولاتوری است و در این رابطه مطالعات تطبیقی جامعی از 40 كشور انجام داده بودیم و به یك مدل دست یافته بودیم.
در لایحهای كه برای تغییر نام وزارتخانه تهیه شده بود دو مورد از افزونخواهیهای وزارتخانه دیده میشد كه منشأ تمام اشتباهات آینده شد؛ یكی اینكه دبیر خانه مجموعه شورایعالی فناوری اطلاعات را زیر نظر وزارتخانه قرار دادند در حالی كه باید زیرنظر رئیس جمهور قرار میگرفت و جالب این بود كه این ماده چندین بار بین مجلس و شورای نگهبان رد و بدل میشد، مجلس به آن ایراد گرفت و در نتیجه آن دوستان در آن جملاتی گذاشته بودند كه از نظر بنده غیر حقوقی بود. یكی از آنها این بود كه: دبیر خانه شورای عالی اطلاع رسانی با تجمیع امكانات و اختیارات دفتر فنآوری اطلاعات تشكیل میشود، دفتری كه تأسیس قانونی نشده بود، یعنی شما به مجموعهای مشروعیت میبخشید به اعتبار مولود آینده خود و در اسناد وزارت ارتباطات تأسیس چنین دفتری كه مصوب شده باشد، نه در قبل و نه در بعد قانون دیده نشده است. میتوان گفت شورای نگهبان مطلع نبود كه این جمله پشتیبانی حقوقی و قانونی در وزارتخانه ندارد و با فرض اینكه همچین دفتری وجود دارد این موضوع را پذیرفته بود و در پایان نیز قید شده بود كه با رعایت سایر مقررات و فعالیتهای دستگاههای نظیر. در واقع به لحاظ حقوقی موجودی به عنوان شورای عالی فناوری اطلاعات ارزش اختیارات حقوقی ندارد چون هم مبنای تشكیل آن مورد شك است و هم اختیاراتش باید به تصویب بقیه مراجع برسد. در چنین شرایطی شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز نسبت به این موضوع كه ابتدا قرار بود تاسیس بخش جدید زیر نظر رئیس جمهور باشد اما در عمل اینگونه نشده است اعتراض كرد. این شرایط منجر به تشكیل كمیته حل اختلاف شد كه آقای دكتر كینژاد و آقای دكتر معتمدی در این كمیته بودند و بنده نیز در برخی جلسات آن حضور داشتم، شورای انقلاب فرهنگی اعلام كرد كه موضوعات سخت افزاری و شبكه در اختیار شورای عالی فناوری اطلاعات باشد، محتوا و اطلاع رسانی در حوزه اختیارات شورای عالی اطلاع رسانی قرار بگیرد.
شورای عالی انقلاب فرهنگی بخشی از مواد خود را معطوف به این مبنا تغییر داد، در شورای عالی فناوری اطلاعات نیز آقای دكتر معتمدی آییننامه جدید را تهیه و به دولت ارائه دادند اما این آیین نامه در دولت با اعتراض مواجه شد و تا ماههای آخر دولت آقای خاتمی متوقف ماند به نحوی كه بعد از آن سازمان برنامه متوجه این اشتباه شد و تقاضای عودت این مصوبه به قانون و سپس حذف آن را داشت. اما متأسفانه این مصوبه انجام شد و در یك ماه آخر حكمی زده شد و شورایی در این رابطه تشكیل شد. در شرایطی كه فشارهای زیادی برای جمع كردن كار وزرا وجود داشت این مصوبه انجام شد. از نظر بنده منشأ انحراف و اختلافات از اینجا پا گرفت.
اشتباه دوم در قانون وزارتخانه این بود كه رئیس رگولاتوری در تمام دنیا مستقل از دستگاه بخشی است اما در كشور ما معاون وزیر را رئیس رگولاتوری قرار دادند و امروزه انحرافات بعدی ناشی از این اشتباه را در بازار مخابرات كشور میبینید از جمله آن اینكه آقای وزیر در این دوره با دخالت در مسئله اپراتوری ایجاد مشكل كرد و به جهت آراء مستقل اعضاء رگولاتوری با آنها برخورد كردند!! و تمام این مسائل به جایی كشیده كه امروز در كشور در تنظیم روابط بین اپراتورها و بازار ارتباطات، اشتباهات زیادی داریم و حتی كار به دادگاه كشیده شد و بدین طریق حق مردم داده شده است.
به نظر اینجانب كماكان تنها راه حل این موضوع تصحیح دو بند میباشد:
1. رگولاتور باید مستقل از وزیر باشد اما اگر هم تراز اداری معاون وزیر باشد (به لحاظ رتبه اداری)مشكلی ایجاد نمیشود.
2. دبیر شورای عالی فناوری اطلاعات باید زیر نظر رئیس جمهور قرار بگیرد و بدین ترتیب میتوانیم روشن شدن مسائل را ببینیم.
در ارتباط با طرح تكفا و حذف این طرح (اشتباهی كه در قانون در سال 82 شكل گرفت)، در سال 84 با كابینه اول آقای احمدینژاد متأسفانه این اشتباه تداوم یافت، شورای عالی فناوری اطلاعات قصد انحصار طلبی داشت از اینرو تصمیم گرفت تا طرح تكفا را كه خواستگاه آن متفاوت با خواستههای شورای عالی فناوری اطلاعات بود حذف كند این كار صورت پذیرفت ولی جایگزینی برای آن در نظر گرفته نشد. طرح تكفا در ساختار مدیریت حوزه فناوری و اطلاعات كشور یك پدیده بود از این نظر كه نهادهای كارشناسی مثل وزارت علوم و سازمان برنامه و بودجه به همراه دستگاه اجرایی درگیر فرآیند تعریف پروژهها بودند بفرمایید كه طرح تكفا با چه رویكردی شكل گرفت و آغاز شد؟ هماهنگی درون دولت به چه نحو انجام شد؟
كلیاتی را در این رابطه خدمتتان بیان میكنم بنده معتقدم آنچه كه طراحی و برنامهریزی كردیم و به اجرا در آوردیم به علت ویژگیهایش بسیار متفا وت از تاریخ برنامهریزی مدیریت در ایران است.
سازماندهی كردن آن تجربیات برای تصمیمگیریهای كشور بسیار ارزشمند است اما مشكل ما این است كه فضای كشور در تمام حوزهها بیش از حد سیاستزده است، كه بخش زیادی از آن نیز پوك و بیمحتواست و موجب ایجاد ابهام در فضای تصمیمات میشود, همه چیز را متأثر از این میدانیم كه آیا گرایش خاصی پشت موضوعات و تصمیمات بوده یا نه !!
حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات ماهیتاً خارج از فضای سیاسی قرار دارد، قبل از انقلاب هم شما میدیدید كه حضرت امام (ره) فرمودند: چند شغل است كه كارمندان آن ملزم به دادن ردمظالم نیستند یكی از آنها مخابراتیها بودند و... به این جهت كه این حوزه اصلاً ضرر تولید نمیكند و تعلق سیاسی نمیپذیرد.
برنامهای كه برای توسعه فناوری اطلاعات و ازتباطات كشور ریخته بودیم اولین برنامه منسجمی بود كه یك علم فناوری را در تمام ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مورد توجه و مدیریت قرار میداد در حالی كه در گذشته چنین برنامهای را نداشتیم و همچنین در سالهای اخیر نیز بودجههای زیادی صرف كردیم ولی در هیچ یك از برنامههای استراتژیك و پژوهشی كشور برای حل مسائل تكنولوژیك هدفگذاری مشخصی نشده است بلكه فرآیندی است، یعنی هزینه پرداخت میكنید و یك عده نیز تحقیقاتی را انجام میدهند، هر كس طرحی را میآورد كه ممكن است به نتیجه برسد یا نرسد!! در واقع فقط عمل پژوهشی صورت میگرفت. ما برای اولین بار چنین برنامهای دادیم و یكسال بعد از تصویب شروع به عملی كردن آن در بدنه تصمیمگیری كشور كردیم.
چنانكه میبینید بودجه سال بعد ما (بودجه در دست دبیر خانه) به یك دهم میزان قبل و به دست بخشها رسید ما هیچ ابایی نداشتیم كه بودجه مستقیماً به بخش برود و در آنجا حل و فصل شود به شرطی كه دیدگاهها انسجام خوشهای را حفظ كند، همه دستگاههای ذیربط را نیز در جایگاه خود، در مقام تصمیمگیری بخش خود قرار داده بودیم بنابراین تصمیمات از درون آن سیستم و با رعایت راهبردهایی كه به وجود آورده بودیم استخراج میشد. با آمدن دولت جدید باید این برنامه ادامه پیدا میكرد اما دوستانی كه در دولت جدید در لبه بحث فناوری اطلاعات قرار داشتند فاقد دانش مدیریتی و شناخت استراتژیك در این موضوع بودند آن را كاملاً به اشل سیاستزدگی پوچ فعلی بردند كه كارنامه ناموفق آن را امروز میبینیم. تا جایی كه وزیر گذشته در مراسم تودیع خود اعلام كرد كه علت عدم توفیق مخابرات و ارتباطات در امر دیتا، امنیتی كردن این فضا بوده است! حال باید پرسید چه كسی این كار را كرده است؟
عموم گزارشهای ناقص را خود بخش انجام داد به اعتبار اینكه از این طریق بتواند در نظر دستگاههای نظارتی كشور جاباز كنند. در حالی كه آنقدر چاشنی امنیتی (غیر حقیقی) این كار را زیاد كردند كه خود در تله ایجاد شده قرار گرفتند. دستگاههای نظارتی نیز به واسطه گزارشهایی كه به دستشان میرسید فكر میكردند كه واقعاً مسئله بحرانی است و گفتند تا زمانی كه كنترل نظارت ندارید، Broad Band را توسعه ندهید در حالی كه Broad Band اساس توسعه كشور است. مثل این میماند كه از ترس عبور دزد بین مناطق جمعیتی اتوبان نسازیم!! در حالی كه این مشكل با كمك دستگاههای نظارتی قابل حل است. به بیان كلی باید بگویم منافع این حركت بیش از آن بوده كه بخواهیم جلوی آن را بگیریم.
در واقع اشتباه حیاتی را مدیر وقت IT كشور موجب شد و وزیر وقت نیز نتوانست آن را درك كند و در این تله گرفتار شد و همچنان چند سال است كه تلاش میكنند تا این مسئله را حل كنند اما موفق نمیشوند.
در برنامه ریزی همینطور كه قبلاً نیز اشاره شد نگاه این بود كه فناوری اطلاعات و ارتباطات زیرساخت توسعه است، بنابراین نگاه چند وجهی در حوزه ارائه این خدمات، بنده معتقدم كه این كار انجام شده و پیشبینیهای 10 سال آینده نیز صورت گرفته است و اگر طبق برنامه پیش روند، Service Base جلو میرویم.
در حوزه هماهنگی و سازمان برنامه: به عنوان مشاور برنامهریزی مورد اعتماد قرار گرفتیم و آنها هم به مسئله به عنوان یك ابزار توسعه نگاه كردند در نتیجه در برنامه چهارم و چشم انداز بیست ساله در جایگاه خود نشست، مواد زیادی دارد كه بسیاری از این مواد هنوزطراوت و لزوم تداوم دارند.
اولین بار است كه در كشور در صنعت فناوری اطلاعات به یك برنامه منسجم میرسیم ،برنامهای كه همیشه آرزوی آن را داشتیم و حالا كه روی این سقف ایستادهایم باید حرفهای بهتری برای گفتن داشته باشیم. از نقطه نظر تكنولوژی نیز چون كشور با یك نگاه خوشهای طراحی شده است ما به عنوان دبیرخانه سعی كردیم كه به عنوان فرد منصف و بیطرف در تعادل بخشی این حركت در كشور باشیم.
حقیقت این است كه نظام اداری ایران نظام كهنهای است، ما بیش از 30 سال است كه این نظام را تغییر ندادیم و باید ساختار اداری ایران هم برای این توسعه تغییر بكند، این مطالعه نیز در برنامه چهارم شروع شده بود، بخشی از آن در دولت نهم به صورت پراكنده اجرا شد. حقیقت این است كه ما در فضای تصمیمگیری بودجه ای سیلویی نمیتوانیم توسعه مدرن داشته باشیم، باید ساختار فعلی را اصلاح و به یك ساختار ماتریسی كاملاً منعطف تبدیل نمود كه بتوانیم در اندازههای بزرگ در دنیا كار كنیم. دست یافتن به هدف تعیین شده وكسب رتبه اول منطقهای با ساختار اداری- اجرایی فعلی كار بسیار بعیدی است.
بعد از این تجربه ما توانستیم نگاه خوشهای به طراحی داشته باشیم، اینكه چقدر توانستیم در اجرا موفق باشیم هنوز نمیدانم، چون تا كنون گزارشی از نحوه اجرا در دست ندارم ولی ادامه این كار در حوزه علم و تكنولوژی كشور منجر به بحثهایی شد كه در تأمین آینده تكنولوژی كشور مطالعات متعددی صورت گرفته و اخیراً نیز سعی شده كه برنامه جامع توسعه علمی ایران را به نتیجه برسانند و نسخههای متعددی نیز تهیه شده كه از نظر من هنوز به علت نگاه فرآیندی در آنها مشكل داریم. هدفگذاری نكردیم كه چه بخشهایی از تكنولوژی در اولویت قرار دارند، اهداف كمی به روشنی مشخص نشدهاند و فقط فضای فكری و تصمیمگیری به سمت نگاه حمایت از علم و پژوهش منعطف شده است.
نوع رابطهای كه در این مدت با مجلس، اعضای كابینه، وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی داشتید بیان كنید.
بنده این توفیق را داشتم كه به عنوان یك عنصر تخصصی و فنی در كشور، مورد اعتماد بخشهای مختلف كشور واقع شوم و سعی كردهام كه این اعتماد را حفظ كنم و با كمال تعهد توان كارشناسیام را در اختیار توسعه كشور قرار دادم و حسن نگاه و دلسوزی را در هر بخشی كه بر عهده بنده بوده در نظر گرفتم و این نكته باعث شد كه بحمدالله روابط خوبی را در ایام مسوولیت خود بامجلس داشته باشم. تقریباً با همه كمیسیونها و نهادهای تصمیمگیری كشور رابطه خوبی داشتیم و همكارانمان در سلامت كامل، هیچ نوع تخلف مالی و اجرایی نداشتند چون اصلاً پولی وارد سیستم نمیشد. پول در سیستم برنامهریزی و بودجه كشور بود و با تجربهای كه از گذشته داشتیم مراقب بودیم تا هیچ نوع زمینه امكان اشتباه را فراهم نكنیم. ارتباطمان با دستگاههای نظارتی و امنیتی كشور هم ارتباط كارشناسی و مبتنی بر اعتماد بوده است.
در پایان اگر نكته خاصی مدنظرتان است بفرمایید:
در رابطه با بخش خصوصی سوالی نكردید!
ازمهمترین كارهایی كه در ایام مدیریت بر فناوری اطلاعات انجام دادیم این بود كه ما معتقد بودیم صد در صد كار باید توسط بخش خصوصی توسعه پیدا كند و دولت به عنوان راهبری وبهرهبردار در این مساله وارد شود، بیشترین تلاشی كه انجام دادیم تدوین رویهها، مقررات و آزادسازیهایی بود كه دست فعالان و نخبگان را در بخش خصوصی باز بگذارد و باز با كمك نهادهایی مختلف، دولت، وزارتخانههای مختلف، سازمان برنامه و خودصنف خداوند توفیق داد كه نظام صنفی ایران در حوزه فناوری ارتباطات و اطلاعات پا گرفت و اكنون با بیش از چند هزار عضو صنفی، نظام صنفی توانمند گشته است و میتوان گفت دارای انسجام خوبی است كه اگر دولت سیاستهای درستی را اتخاذ كند به خصوص وزیر محترم جدید كه تشریف آوردند، امیدوارم كه با توجه ویژه به این بازار موجب شكوفایی خدمات، اشتغال و بازار كسب و كار حوزه گردند.
همانطور كه گفتم مخابرات وارد عصر سوم شده است، وارد دورهای شدهایم كه باید Service Base صحبت كنیم Broad Band Access باید در كشور بر پا میشد كه در آن تأخیر داریم بنابراین بخش مهمی از مأموریت كنونی وزارت ارتباطات و اطلاعات توسعه Broad Band Access ،Service و حمایت از فعالیتهای سایر بخشها با بخش خصوصی است بدون هیچگونه دخالت آمرانه، باید همراهی و حمایت لازم صورت پذیرد و در واقع به سمت ایجاد یك بازار ارتباطات سرویسگرا، پیش رویم كه خود اساس رشد بقیه را فراهم میكند. با درنظر گرفتن و با اجرای این مدل شاهد رشد كارنامه وزارتخانه و همچنین رشد دستگاههای دیگر كشور، همچنین بازارهای خصوصی و اشتغال خواهیم بود.
- با تشكر از وقتی كه اختصاص دادید و نكات ارزشمندی كه مطرح كردید