فرایند خصوصی‌سازی شركت مخابرات ایران, از سال 1386 تاكنون, برای شركت ارتباطات زیرساخت كه به لحاظ ماهیت و پیشینه, همزاد توأمان شركت مخابرات ایران بوده است همچون فرایند جداسازی دوقلوهای به هم چسبیده لاله و لادن, از طریق یك جراحی ناموفق, چالش برانگیز بوده است. تا هنگامی كه این دو همزاد, هر دو حاكمیتی اداره می‌شدند, وزیر فاواحق داشت به كمك یارانه‌دهی متقاطع( (Cross-subsidy از منابع مالی شركت‌های مخابرات استانی و شركت ارتباطات سیار, همه ساله مبالغی را بردارد و خرج زیرساخت, پست, پست بانك, فرودگاه پیام, باشگاه پیام, شركت فناوری اطلاعات و ریخت و پاش‌های زیرمجموعه‌های نابهره‌ور خود بكند تا ادامه حیات این ضعفا را ممكن سازد. اما اكنون كه گاو شیرده مخابرات به بخش غیردولتی سپرده شده و حق مذكور از وزیر سلب شده, همه گیرنده‌های یارانه‌های متقاطع (به جز شركت‌های استانی زیان‌ده) آثار سوء مدیریت وزرای پیشین را لمس می‌كنند:
• مشكلات مالی و كمبود نقدینگی به شركت‌های حاكمیتی باقی‌مانده در دستگاه دولت, تحمیل شده و گریبان وزیر و مدیریت‌های مربوط را گرفته است.
• بیكاری مفرط كاركنان, كارشناسان فعال را به بطالت و تنبلی واداشته و در نتیجه:
• آینده شغلی افراد, زیر سوال رفته به طوری كه بیش‌ترشان بازنشستگی زود هنگام را به ادامه چنین اشتغالی ترجیح می‌دهند.
• توسعه شبكه‌ها, زیر سوال رفته و قول و قرارهای وزیر در برنامه پیشنهادی‌اش با مشكل كم‌پولی و بی‌پولی مواجه‌اند.
• خدمات مخابراتی یا گران شده‌اند (مثل خدمات تلفن راه دور كارتی از طریق صوت روی اینترنت) یا به زودی گران خواهند شد تا خسارات وارده ناشی از این جداسازی‌های ناشیانه, اندكی جبران بشوند.
1- زیرساخت و بازار كساد اتصال متقابل
انحصار حاكم بر بازار ملی اتصال متقابل راه دور و گران فروشی متولی آن (‌برای هر "دو مگابیت بر ثانیه" به قیمت دو میلیون و هفتصد هزار تومان كه دو تا سه برابر حقوق ماهانه یك مهندس مخابرات تازه استخدام شده در ایران است در حالی كه بهای دسترسی "دو مگابیت بر ثانیه" و بیش‌تر از "دو مگابیت بر ثانیه" در اروپا حدود یك صدم حقوق ماهانه یك مهندس است) به علاوه محدودیت در واگذاری پهنای باند دسترسی خانوارهای ایرانی به اینترنت, عواملی هستند كه بازار اتصال متقابل را به ركود كشانده‌اند. این در حالی است كه این بازار در جهان خارج از ایران, هنوز شكوفا و پررونق‌ترین بازار مخابرات در هر كشوری است.

2-گذار از انحصار تك قطبی به انحصار دو قطبی در بازار اتصال متقابل
زمانی كه همه شركت‌های مخابراتی كشور, حاكمیتی بودند و جدایی میان آن‌ها اتفاق نیفتاده بود, انحصاری تك قطبی در مخابرات كشور حاكم بود اما اكنون كه شركت مخابرات از شركت ارتباطات زیرساخت جدا شده است, بدون آن كه اكنون رقابتی علنی میان این دو همزاد جدا شده از هم در میان باشد هر دو مدعی قبضه كردن بازار اتصال متقابل راه دور و بین الملل هستند:
• شركت مخابرات ایران در فرایندی نیمه پنهان, از مدت‌ها پیش به كمك چینی‌ها, فناوری‌های سوئیچ و انتقال ارتباطات راه دور را می‌خرید و بی‌سروصدا در شبكه سراسری نصب می‌كرد به طوری كه اكنون می‌تواند خود را از یوغ زیرساخت تا حدود زیادی رها كند.
• شبكه هوش‌مند محلی (در مراكز محلی), شهری و بین شهری (‌كه از شركت ارتباطات زیرساخت بابت رد بخشی از دیون خود به شركت مخابرات ایران به ارث رسیده است) باعث و بانی استقلال نسبی شركت‌های مخابرات استانی شده‌اند و هر چقدر كشمكش‌های مالی میان شركت‌های استانی مخابرات و شركت ارتباطات زیرساخت بیش‌تر بالا بگیرند, شكاف میان این دو یار همزاد, باز هم بیش‌تر می‌شود.
2- مستعمره‌ای به نام زیرساخت
از دیرباز, سیاست مدیریت‌های مستقل بخشی و نهادی در هر كشوری این بوده است كه به جای اتصال به اینترنت از طریق شماره‌گیری یك خط بین‌الملل (مثلاً از ایران به انگلستان) با یك "وی پاپ" (VPOP) یا یك نقطه حضور مجازی (‌Virtual point of presence‌) اتصال به اینترنت را ممكن سازند. اما با رشد ضریب نفوذ كاربران اینترنت در یك كشور, این اندیشه, پی‌گیری شد كه بهتر است با ایجاد AS (سامانه خودگردان) به مثابه شبكه‌ای مستقل با پیوندهایی مستقل به بدنه اینترنت جهانی, اینترانت‌هایی را در كشور راه‌اندازی كنند.
صفت هیچ یك از این اینترانت‌ها, "ملی" نیست مگر آن كه اتصال به آن و استفاده از خدماتش برای همه قابل دسترسی و رایگان باشد. در ایران, اما, شمار اندكی از بهره‌برداران دولتی منهای وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات, به راه حل AS روی آوردند و اكنون با دور زدن مقررات سازمان تنظیم مقررات, هم شبكه IP خود را دارند و هم پیوندهای مستقلی با جهان. اما شماری از بخش خصوصی كه پروانه كسب و كار خود را از سازمان تنظیم مقررات گرفته‌اند, نمی‌توانند از چنگ این سازمان در بروند. بسیاری از این اسیران زیرساخت, خود دارای AS هستند ولی نمی‌توانند دروازه‌های بین المللی خود را تعریف كنند چرا كه متولی این كار زیرساخت است. این در حالی است كه دارندگان AS در بخش خصوصی با تناقض و تضاد به نسبت بزرگی مواجه‌اند:
• هم استقلال مدیریتی در شبكه IP خود را دارند
• هم عدم استقلال
آن‌ها با ایجاد AS برای خود "‌كشوری مجازی" را در "جهان مجازی" اینترنت, در اختیار دارند اما زیرساخت و سازمان تنظیم مقررات به آن‌ها قدرت لازم برای مدیریت بر سرنوشت خود را نمی‌دهند در صورتی كه شركت‌های دولتی و نیمه دولتی PAP وISP زیرساخت و رگولاتور را دور می‌زنند. جالب این جاست خود زیرساخت فاقد AS است و در این صورت با به كارگیری تمثیل مذكور:
زیرساخت, "مستعمره مجازی" كشور مجازی بیگانه‌ای است! و البته نه مستعمره مجازی فقط یك كشور بلكه چندین كشور! زیرا دسترسی به اینترنت‌اش, از طریق آذربایجان (شوروی سابق)‌, كویت, دوبی و تركیه ممكن می‌شود. حال این "‌مستعمره مجازی "كه هنوز به فكر استقلال نیفتاده است, بر بهره برداران بخش خصوصی, مایل است نوعی "استبداد" را تحمیل كند:
• زیرساخت, بخشی از تنظیم مقررات را حداقل در عرصه ارتباطات راه دور و بین شهری از آن خود می‌داند.
• مقررات می‌گذارد, مزایده تلفن اینترنتی( Voip) برگزار می‌كند و برنده انتخاب می‌كند.
• به هر قیمتی كه فكر می‌كند برایش مناسب‌تر است, خدمات می‌فروشد بدون آن كه حساب و كتاب پس بدهد و بگوید, قیمت تمام شده را چگونه محاسبه كرده است.
اكنون تنها چالش‌گر زیرساخت, شركت مخابرات ایران است و مدیریت كنونی شركت مخابرات ایران تا بتواند می‌كوشد، با به كارگیری فناوری‌های چینی‌ها كه تنها برنده واقعی در بازار مكاره مخابرات ایران هستند و با اِعمال شگردهای از پیش طراحی شده، انحصار بین شهری و بین المللی زیرساخت را در هم بشكند:
• شركت مخابرات ایران از مسیرهای سراسری فیبر‌نوری خود, میان استان‌ها, اتصال متقابل ایجاد می‌كند.
• شركت مخابرات ایران سهمیه 60 درصدی از كل درآمد قبلی خود را, اكنون صددرصد از آن خود كرده است (‌زیرا تا آنجا كه بتواند سهمیه 40 درصدی زیرساخت از درآمد استان‌ها را به زیرساخت نمی‌دهد! )
• شركت مخابرات ایران در بازار آشوب‌ناك ارتباطات "اُریجینیشن" كشور, اگر بخواهد، می‌تواند رأساً به خارج از كشور وصل ‌شود بدون آن كه به احدی حساب پس بدهد.
• شركت مخابرات ایران می‌تواند بسیاری از ارتباطات بین شهری مشتركان ثابت را از طریق سوئیچ مراكز ارتباطات سیار, جابه‌جا ‌كنند و "پی سی"‌ها و "اس سی"‌های زیرساخت را دور بزند.
• بنابرا‌ین شركت مخابرات ایران می‌تواند برای خالی نبودن عریضه, در شلوغ‌ترین مسیرها یك یا دو لینك "E1" را از زیرساخت, اجاره ‌كند تا صدای كسی به اعتراض بلند نشود.
جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
• در عصر ما، نه لنینیسم زیرساخت و نه استعمارنوی زیرساخت! هیچ كدام روزآمد نیستند بلكه اسطوره‌ای و باستانی‌اند و لذا باید هر دو ملغی شوند.
• " انحصار" روی كاغذ"انحصار" است اما در واقعیت هیچ انحصاری دیگر تك قطبی نیست.
• واقعیت بازار راه دور ما كه به شدت دوقطبی شده است به راحتی می‌تواند, چند قطبی و رقابتی بشود و نعمات رقابت سالم و آزاد در این بازار به همه برسد (به جای آن كه نعمات عدم رقابت فقط به چینی‌ها برسد! و دودش به چشم همه ایرانیان برود!‌)
• نشانه‌های بیماری زیرساخت به مرور به عوارضی حاد و مزمن تبدیل خواهند شد. پس بهتر است متولیان ارتباطات كشور هرچه زودتر به فكر چاره‌ای اساسی یعنی آزادسازی چند مرحله‌ای زیرساخت باشند.
• آنچه باید دولتی و حاكمیتی باقی بماند: زیرساخت‌های راه دور و بین‌الملل و فناوری اطلاعات نیست بلكه دروازه‌های دولتی همه بهره‌برداران ارتباطات كشور است, آن هم به شرط ایجاد مدیریتی قانونی برای نظارت عالیه بر دروازه‌های دولتی.