نخست باید روشن و بی‌شبهه بیان شود كه منظور از "كمدی سازی"(Commodification or Commoditization)، اقدامی بسیار جدی و مرحله‌ای اساسی و مقدماتی در آغاز راه (و در آغاز "نقشه راه") خصوصی‌سازی است. اروپائیان نیز به این مرحله آغازین در فرآیند خصوصی‌سازی‌های خود، "‌كُمُدی فیكاسیون" می‌گویند و چون "‌ـ فیكاسیون" به معنای ساختن و معادل پسوند "ـ‌سازی" است لذا تا وقتی كه برای "‌كمدی فیكاسیون"، معادل بهتری پیشنهاد نشده است می‌توان از واژه گرته‌برداری شده "‌كُمُدی سازی" (‌به معنای "‌كالایی سازی‌"ِ منابع و "تجاری‌سازی"ِ بنگاه‌های اقتصادی، پیش از بازاریابی برای فروش و واگذاری ِبنگاه‌های اقتصادی) استفاده كرد.
اكنون باید پرسید:
• آیا "كُمُدی‌سازی" شركت‌های دولتی؛ در مدنظر سیاست‌گذاران كلی نظام، پیش از تدوین ابلاغیه مورخ 10/4/1385 بوده است؟
این پرسش، بسیار حیاتی و اساسی است زیرا آماده سازی، مرحله‌ای بسیار مهم است!
اگر اعضای محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام بر اهمیت "‌كُمُدی سازی" آگاه بودند چرا جزو الزامات واگذاری، به وضوح چیزی در زمینه آماده سازی نیاورده‌اند و اگر برآن آگاه نبودند چگونه و چرا خود را "‌نخبه" می‌نامند و حال آن كه سه سال پیش از ابلاغ نهایی سیاست‌های كلی اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مورخ دهم تیر ماه 1385 عده‌ای از كارشناسان و مدیران شركت مخابرات ایران، كمیسیون‌هایی را هر هفته برگزار می‌كردند كه یكی از آن‌ها ویژه آماده‌سازی شركت‌های استانی مخابرات برای خصوصی‌سازی بود. حتی یكی از سرفصل‌هایی كه مركز تحقیقات مخابرات برای مطالعه چگونگی خصوصی‌سازی و پی‌آمدهای آن تعیین كرده بود مختص آماده‌سازی شركت‌های مخابراتی برای خصوصی‌سازی و كار در فضای رقابت زده آتی بود و حداقل در دو همایش برگزار شده، برای مدیران شركت‌های مخابرات ایران، همین موضوع، بخشی از برنامه هم اندیشی‌ها را تشكیل می‌داد. وقتی هم كه كمیته اجرایی خصوصی‌سازی كار خود را یك سال پس از مرحله مطالعاتی‌اش شروع كرد و شركت مخابرات استان لرستان را به عنوان نامزد و گزینه اولیه خصوصی‌سازی برگزید، پروژه‌ای مطالعاتی با عنوان آماده‌سازی برای خصوصی‌سازی در شركت مخابرات استان لرستان تعریف، تصویب و اجرا شد.
هدف از این "آماده‌سازی"‌ها هم همان كالایی‌سازی منابع و تجاری‌سازی بنگاه اقتصادی بود كه در یك واژه "‌كُمُدی فیكاسیون" خلاصه می‌شود.
اما صد افسوس كه در ابلاغیه مذكور، از ضرورت آماده‌سازی مقدماتی شركت‌های دولتی مشمول واگذاری، چیزی به وضوح ذكر نشده است، تنها در بند"ه" از "الزامات واگذاری" ‌ذیل ماده "ج" این سیاست‌ها، آمده است‌:
"به منظور اصلاح مدیریت و افزایش بهره‌وری بنگاه‌های مشمول واگذاری، با استفاده از ظرفیت‌های مدیریتی كشور اقدامات لازم جهت جذب مدیران باتجربه، متخصص و كارآمد، انجام پذیرد." (‌"‌چشم‌انداز و سیاست‌های كلی نظام جمهوری اسلامی ایران"، ‌مركز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی ایران، بخش مربوط به ابلاغیه اصل 44 قانون اساسی، صفحه 25 و 26)
"جذب مدیران باتجربه" اصل مسلم هر نظام اداری است و نیازی به سیاست‌گذاری ندارد، آنچه اما نیاز مبرم به سیاست‌گذاری و هدف‌گذاری دارد همان "‌كُمُدی سازی" به معنای كالایی‌سازی منابع و تجاری‌سازی بنگاه‌های اقتصادی كشور است كه باید پیش از واگذاری‌ها، به دقت فهمیده و اجرا می‌شد و در متن ابلاغیه، بندهایی و موادی به آن اختصاص می‌یافت و به مرحله‌ای جدایی ناپذیر از مراحل اولیه خصوصی سازی‌ها، تبدیل می‌شد. البته مدیریت ارشد شركت مخابرات ایران، دقیقاً از ضرورت "كُمُدی‌سازی" به عنوان آماده‌سازی برای خصوصی‌سازی، واقف بود اما كاری در قبال آن نكرد جز تغییر اساس‌نامه شركت و چند كار مشابه آن، زیرا سازمان‌های اوراق بهادار و خصوصی‌سازی، انجام همین امور جزیی را از آن‌ها می‌خواستند و مدیریت جدید و دیر آغاز كننده به خصوصی‌سازی، مجبور به پاسخ‌گویی سریع به فرادستی‌ها بود. بدیهی است كه بدون آماده‌سازی و دقیقاً: بدون اجرای موفق "‌كالایی‌سازی" ِمنابع و "تجاری‌سازی" ِبنگاه‌ها، پیش از واگذاری‌ها، شركت‌های خصوصی‌سازی شده، چه واقعاً به دست بخش خصوصی واقعی اداره شدند و یا توسط شبهه دولتی‌ها، فرقی نمی‌كند: این شركت حالاها وبال‌گردن صاحبان جدیدشان هستند، بعد وبال گردن توسعه كل كشور و در مورد شركت مخابرات ایران، همواره و همیشه وبال گردن مشتركان! مگر آن روز كه، به قول من: "دنده عقب" بگیرند و فرایند بازخصوصی‌سازی reprivatization)) را آغاز كنند و به پیش‌بینی تحلیل‌گران بخش، آن روز، نزدیك است!
با این امید، پرونده این شماره ماهنامه را برای چندمین بار به خصوصی‌سازی شركت مخابرات ایران اختصاص داده‌ایم.
عباس پورخصالیان