حالا دیگر پانزده سالی می‌شود كه رسانه‌ای جدید به نام اینترنت وارد ایران شده است. سال به سال كه از پیشرفت این پدیده قرن می‌گذرد، ارتباطات گسترده‌تری در فضای مجازی آن صورت می‌گیرد كه خیلی از اوقات، كنترل آن از دست خود كاربران هم در می‌رود. اما موضوعی كه در این مورد و در ایران چشمگیر است و خیلی وقت‌ها زمینه كلاهبرداری‌های اینترنتی را به وجود می‌آورد، مسئله چگونگی قانونگذاری در این مورد در ایران است كه تعداد آن هم با افزایش شبكه‌های اجتماعی در اینترنت رو به فزونی است.

«كامبیز نوروزی» مدرس حقوق ارتباطات، بزرگترین عامل این مسئله جدید را نگاه كاملاً دولتی به اینترنت می‌داند و معتقد است اعتقاد داشتن مسئولان فرهنگی ایران به اصل آزادی بیان، در حوزه‌ای مانند اینترنت باعث شده است خود به خود فضایی برای كلاهبرداری مجازی به وجود بیاید كه زیر سایه‌ای از سیاست‌زدگی پنهان شده است.

آقای نوروزی، در این سال‌ها، همگام با گسترش استفاده از اینترنت در ایران، موضوع سوءاستفاده از فضای آن و قانونگذاری ناكافی در مورد آن، احساس می‌شود، نظر شما به عنوان یك حقوقدان حوزه رسانه در این باره چیست؟
فضای سایبر و امكانات ناشی از شبكه اینترنت، به‌خصوص در ایران پدیده‌ای جدید است و به رغم گسترش بسیار پرسرعتی كه فضای سایبر و شبكه اینترنت در ایران دارد، اما همچنان این محیط برای ما ناشناخته است، آنچه در فضای سایبر اتفاق می‌افتد اگر چه در نگاه اولیه شاید ساده به نظر برسد اما فضای مجازی ناشی از این تكنولوژی مجموعه مناسبات، مفاهیم و روابطی را خلق می‌كند كه در فرآیندهای رفتار انسانی و اجتماعی ما سابقه‌ای نداشته است، توجه به این ویژگی از این جهت مهم است كه در شرط نخست قانونگذاری صحیح، شناخت دقیق و صحیح موضوع است، در مقام مقایسه در حوزه اجتهاد هم با چنین شرطی مواجه هستیم. به عنوان مثال زمانی كه در مورد حكم شرعی موضوعی از مجتهد سؤال می‌شود او ابتدا در مورد چیستی آن پرسش می‌كند و زمانی كه كارشناس، چیستی آن پدیده را برای مجتهد توضیح داد، آن​گاه است كه مجتهد درباره حكم شرعی آن فتوا می‌دهد و می‌گوید حرام است یا حلال یا مباح یا حكم دیگری دارد.

خب اگر بخواهید این مسئله را در پدیده‌ای مثل اینترنت بررسی كنید، چه می‌گویید؟
در ایران هنوز شناخت عمیق و دقیق از پدیده اینترنت حاصل نشده است، البته غیر از تازگی و پیچیدگی اینترنت یكی از عوامل این قضیه، نگاه كاملاً سیاسی دولت به اینترنت است. همواره دولت‌ها در ایران نسبت به رسانه‌ها و امكانات ارتباطی جدید، بدواً نگاه سیاسی داشته‌اند. نخستین رسانه‌ای كه به ایران وارد می‌شود رادیوست كه نزدیك به 80 سال از ورود آن به ایران گذشته است. با ورود رادیو به ایران، شهربانی وقت با نگاه امنیتی به رسانه‌ای مانند آن طی بیانیه‌های متعددی، ویژگی‌های زیادی را برای استفاده از آن اعلام می‌كند. از جمله اینكه داشتن رادیو نیازمند اخذ مجوز از شهربانی است و یا قهوه‌خانه‌ها فقط در ساعات معینی مجاز به استفاده از رادیو هستند و جابه‌جایی رادیو نیازمند به اخد مجوز از شهربانی است.

یعنی شما معتقدید كه این شیوه برخورد با رسانه‌ها تا زمان حاضر ادامه پیدا كرده است؟
بله، این شیوه برخورد، مستمراً در ایران تكرار می‌شود. این نوع نگاه به رسانه‌های جدید، یعنی نگاه سیاسی و امنیتی اغلب مانع از آن شده است كه مفهوم و كاركرد رسانه در ایران به درستی شناخته شود و به این ترتیب، طبعاً قانونگذاری صحیح هم در مورد رسانه‌های جدید كمتر اتفاق افتاده است.

امروزه، اینترنت به یك رسانه اصلی در كشورها تبدیل شده، قانونگذاری در مورد آن را در ایران چگونه می‌بینید؟
امروز هم در مورد اینترنت، كاملاً با چنین وضعیتی مواجه هستیم. با این توضیح مقدماتی، باید بگوییم كه اولاً قانونگذاری در حوزه اینترنت به شیوه‌های كلاسیك تجربه شده است و در ایران این مسئله به امر دشواری تبدیل شده است، به طوری كه در این سال‌ها، ناكارآمدی این قوانین را شاهد بوده‌ایم.

قانون یعنی دستوراتی كه در صورت نقض با ضمانت اجرایی همراه است. در مورد اینترنت ما با یك ویژگی خاصی مواجه‌ایم كه یك امكان بسیار گسترده‌ای را در اختیار كاربران قرار می‌دهد كه چندان قابلیت كنترل مستقیم را ندارد، بنابراین قانونگذاری به شیوه كلاسیك كارآمد نیست. چون خیلی از اوقات قابلیت اجرایی ندارد.

پس باید همین قانونگذاری نامناسب را، دلیل بسیاری از كلاهبرداری‌ها در این فضای مجازی ببینیم؟
دقیقاً همین‌طور است. یك نگرانی همیشه در ایران وجود داشته است كه قانونگذاری در حوزه‌هایی مانند رسانه‌ها، به سمت محدودسازی رسانه‌ها حركت می‌كند و حوزه آزادی بیان را دچار محدودیت‌های ناروا می​كند.
بنابراین در حوزه اینترنت نباید انتظار چندانی از شیوه‌های مرسوم قانونگذاری داشته باشیم؛ اما این مشكلات نمی‌تواند اقدامات خلاف قانونی را كه در حوزه اینترنت اتفاق می‌افتد توجیه كند. به عنوان مثال درج مطالب پورنوگرافیك اعم از تصویری یا نوشتاری، فحاشی، هتاكی یا این قبیل امور.

یعنی باید محدودیت آزادی بیان در رسانه‌هایی مانند اینترنت را دلیل اصلی كلاهبرداری‌های اینترنتی بدانیم؟
به نظر من در این مورد چند نكته قابل توجه است: ابتدا اینكه اگر آزادی بیان در حوزه اینترنت محترم شمرده شود و اصل آزادی بیان رعایت شود، با توجه به این قاعده كلی باید بپذیریم كه افرادی كه استفاده مشروع و قانونی از اینترنت می‌خواهند بكنند، اكثریت قاطع هستند. این وضعیت را در فضای حقیقی هم داریم، به طوری كه در عرصه جامعه، مجرمان در اقلیت مطلقند. تضمین آزادی بیان در محیط اینترنت و رعایت آزادی بیان در محیط آن این امكان را فراهم می‌كند و كاربرانی كه استفاده مشروع از اینترنت می‌كنند، بتوانند عرف‌هایی را در این زمینه تولید كنند و خودشان از سلامت این حیطه محافظت كنند.

اما شما گفتید كه قانونگذاری رسانه‌ای ما كلاسیك و ناكارآمد است، فكر نمی‌كنید برای جلوگیری از اتفاق افتادن همین مثال‌هایی كه زدید، باید قانونگذاری روزآمدی در ایران صورت بگیرد؟
درست است، مواردی مانند استفاده غیرمجاز از اسامی اشخاص، ایجاد سایت‌ها و یا عضو شدن افراد با نام دیگران در فیس‌بوك و توییتر در قوانین ما ساكت است، اگر چه مطابق با قواعد عمومی حقوق كه در ایران وجود دارد، این نوع سوءاستفاده شاید قابل پیگیری هم باشد، مثلاً می‌تواند از مصادیق مسجل و یا كلاهبرداری باشد. حسب مورد و قابل تعقیب، ولی این‌ها كافی نیست و مسئولان باید زمینه وقوع این جرم‌ها را بررسی كنند. به نظر می‌رسد یكی از دلایلی كه چنین رفتاری را ممكن است تشدید كند، ترس كاربران اینترنت از نتایج اعلام نظراتشان در این فضای مجازی است. و این به خاطر تنگناهای سیاسی‌ای است كه در موردش صحبت كردم. این تنگناها و نگاه كاملاً دولتی و سیاسی به رسانه‌ای مانند اینترنت باعث می‌شود كه صحبت‌ها و اعلام نظراتی كه لزوماً هم غیرقانونی نیست به صورت مخفیفانه دربیاید و همین مسئله استفاده نادرست از اینترنت را تقویت می‌كند.