كد مطلب: 12226 15 دی 1390 ساعت 10:59

ریاضی مدیر عامل شركت صنایع ارتباطی پایا:

ناپایداری در تصمیمات كلان آفت كارآفرینی در صنعت مخابرات است

مقدمه
كارآفرینی مانند هر پدیده دیگری قواعد و ملزومات ویژه خود را دارد. شاید سرمایه عامل مهمی جهت شروع یك فعالیت اقتصادی باشد، اما به یقین همه آن نیست، دانش و توانایی مدیریت، دانش اقتصادی، شناخت اوضاع بازار و نیازهای آن و از همه مهم‌تر، باور دانستن به اینكه من می‌توانم كار تازه‌ای را شروع كنم عواملی هستند كه در تولید یك كارآفرین و ایجاد عزم و اراده در وی نقش اساسی دارد. در كنار تمامی موارد فوق یكی از مهمترین عوامل محیطی كه می‌تواند بر روی كارآفرینی نقش مؤثری داشته باشد ثبات در تصمیم‌گیری و مدیریت پایدار است. در این رابطه با مهندس ریاضی مدیر عامل شركت صنایع ارتباطی پایا به گفت‌وگو نشسته‌ایم كه در ذیل می‌آید:

 

مقدمه
كارآفرینی مانند هر پدیده دیگری قواعد و ملزومات ویژه خود را دارد. شاید سرمایه عامل مهمی جهت شروع یك فعالیت اقتصادی باشد، اما به یقین همه آن نیست، دانش و توانایی مدیریت، دانش اقتصادی، شناخت اوضاع بازار و نیازهای آن و از همه مهم‌تر، باور دانستن به اینكه من می‌توانم كار تازه‌ای را شروع كنم عواملی هستند كه در تولید یك كارآفرین و ایجاد عزم و اراده در وی نقش اساسی دارد. در كنار تمامی موارد فوق یكی از مهمترین عوامل محیطی كه می‌تواند بر روی كارآفرینی نقش مؤثری داشته باشد ثبات در تصمیم‌گیری و مدیریت پایدار است. در این رابطه با مهندس ریاضی مدیر عامل شركت صنایع ارتباطی پایا به گفت‌وگو نشسته‌ایم كه در ذیل می‌آید:
جناب آقای مهندس حسین ریاضی شما به عنوان مدیر یك بنگاه اقتصادی موفق در صنعت مخابرات كار خود را از كجا شروع كرده و دلیل موفقیت خود را در آن سال‌ها در چه می‌بینید؟
صنایع ارتباطی پایا از اواخر سال 1360 با توجه به تجربیاتی كه بر روی تجهیزات RF داشت شكل گرفت و اولین ایده یعنی سیستم‌های پیجر را كه با توان فنی آن هماهنگی داشت و از سوی دیگر در سطح سازمان‌ها و بیمارستان‌ها از كارایی بالایی برخوردار بود را مطرح كرد. اما از آنجا كه در آن زمان دولت به بخش خصوصی اجازه ورود به سیستم‌های بی‌سیم را نمی‌داد و علیرغم تلاش‌های فراوان برای متقاعد كردن وزارت صنایع نتوانستیم به نتیجه برسیم. بنابراین به مخابرات و بحث ارتباط درون سازمانی روی آورده و مركز تلفن با ظرفیت 8 تماس داخلی از روی یك خط شهری را كه به آن سانترال می‌گفتند طراحی و راه‌اندازی كردیم و با توجه به ارتباطاتی كه در سازمان‌های مختلف به خاطر پیجر گرفته بودیم بر روی بازاریابی آن كار كرده و به سراغ كسانی كه در بازار آن روز تلفن سانترال دست داشتند مانند نمایندگی سیستم‌های سانترال الكترومكانیكی خارجی رفتیم. از سوی دیگر اوضاع ایران بعد از انقلاب با مشكل واردات مواجه شده بود و نمایندگی‌ها هم به این كار رغبت نشان دادند، در استان‌های مختلف نیز نمایندگی‌هایی را از طریق نمایندگی اصلی پیدا كردیم و به این ترتیب ارتباط خود را با كشور تكمیل كردیم.
به مرور كار را توسعه و نفرات و مهندسینی كه می‌توانستند به طراحی مشغول شوند را جذب و با تلفیقی از كار تیمی و توسعه بازار بعد از 7 تا 8 سال توانستیم بخش خوبی از بازار سانترال داخل كشور را بدست بیاوریم. با كسب درصد بالایی از بازار به محصولات پایا با هدف توسعه كار و ظرفیت بالاتر بر كار بر روی سیستم‌های تلفنی Public كه می‌توانست در شبكه مخابراتی مورد بهره‌برداری قرار بگیرد وارد شدیم. بعد از آن نیز نیازهای مخابراتی آن زمان مانند مراكزی با ظرفیت‌های 1000 تا 2000 شماره را كه در سال‌های 68 و 69 بوجود آمد را بعد از بررسی با حضور در نمایشگاه‌های خارجی شناسایی و توانستیم مجوز وزارت صنایع را دریافت و نمونه‌ای از این سیستم را وارد و با دانش آن موقع توسعه و مركزی در حدود 2000 شماره را ارزیابی و راه‌اندازی كردیم كه قابلیت رقابت با نمونه‌های خارجی را داشت.
شرایط در آن سال‌ها به گونه‌ای بود كه هر سال توان فنی ما در این زمینه افزایش می‌یافت و قابلیت بخش تحقیقاتی‌مان بعد از 3 سال به جایی رسید كه توانستیم نمونه مشابه را با ایده‌های خارجی كه گرفته بودیم در كشور طراحی و برند خود را در بازار معرفی كنیم تا آنجا كه در سال 78 توانستیم رتبه اول جشنواره خوارزمی را برای ظرفیت بالای 10 هزار شماره در مراكز مخابراتی كسب كنیم و بالطبع تا سال 82 این ظرفیت را به 30 هزار شماره رساندیم.
لازمه موفقیت در بازار مخابراتی را چه می‌دانید؟‌
لازمه پیشرفت در كار، تشخیص نیازهای بازار و كوشش و تمركز بر روی كار گروهی است. اگر شما بدانید بازار چه چیزی را می‌خواهد، به عبارت دیگر نیازسنجی كنید و از سوی دیگر طرحی را وارد كنید كه تیم بتواند از عهده آن برآید و بعد از آن ممارست و پیگیری و گرفتن فیدبك‌ها و رساندن آن به تیم و تقویت تیم و سرمایه‌گذاری و خروج آن به بازار و گرفتن فیدبك‌های جدید را سرلوحه برنامه خود قرار دهید دست به حلقه‌ای می‌زنید كه باعث می‌شود در طولانی‌مدت پروژه‌ای شكل گرفته كه قدرت هدایت بازار را دارد.
برای ایجاد شرایط كارآفرینی تنها تشخیص بازار و یا به قول خودتان حلقه طراحی تا فیدبك بازار كفایت می‌كند؟
شكی نیست كه اگر به صورت كلان به موضوع نگاه كنید همیشه فرصت وجود دارد اما از یك نكته نباید غافل شد و آن این است كه در بازارهای كوچك كه در دست مردم است حضور در بازار، بسته به آوازه و شهرتی دارد كه در بازار بدست می‌آید. اما برای شركت‌هایی كه برای بازار دولتی می‌خواهند فعالیت كنند مانند مخابرات از آنجا كه خریدار محصول بخش دولتی است و منحصر به گروه خاصی می‌شود آن شركت یا گروه تولیدكننده برای حضور نیاز به بازار پایدار و با ثبات دارد.
این پایداری در بازار مخابرات سال‌های 67 تا 77 باعث رونق صنعت مخابرات در آن سال‌ها شد. اما از سال 77 به بعد با تغیییر مدام مدیریت و بالطبع سیاست‌ها دچار ناپایداری در این صنعت شد. به طور مثال اگر شما بر روی مجموعه‌ای كار می‌كردید از شروع تا رسیدن به نتیجه نهایی مدیریت و به دنبال آن سیاست‌ها بارها دستخوش تغییرات می‌شد و این به دفعات اثبات شده كه تغییر در سیاست دولت و سازمان‌های دولتی بزرگترین ضربه را به اقتصاد و كارآفرینی در داخل زده و در نهایت به نفع اقتصاد خارجی است. چرا كه وقتی مدیر جدید به سمت جدید می‌رسد رهرو روش مدیریت قبلی نیست و می‌خواهد برای اثبات خود و زودتر به نتیجه رسیدن از ساده‌ترین و كم‌هزینه‌ترین راه وارد شده و در نتیجه متوسل به مصرف تولیدات حاضر و آماده می‌شود. در مقابل آنچه باعث پیشرفت كشورهای صنعتی در تولید محصولاتشان می‌شود مدیریت و سیاست‌های باثبات است و شركت‌ها و سازمان‌های توانمند آنها نیز در اثر همان سیاست‌های پایدار شكل گرفته‌اند.
شرایط كارآفرینی در آن سال‌ها تا امروز تا چه اندازه تغییر كرده و و اگر شما بخواهید كار را دوباره شروع كنید با چه مشكلاتی دست به گریبان خواهید شد؟
در مجموع در آن سال‌ها فرصت بهتری در دست بخش خصوصی بود حتی شرایطی ایجاد شد كه ما برای صادرات هم فرصت داشتیم، در آن سال‌ها صادرات ما به كشورهای سودان،‌ عراق و افغانستان به 20 میلیون دلار رسید. در كنار شرایط اقتصادی نیز استراتژی‌ها و سیاست‌های داخل دولت نیز بی‌تأثیر نبود. اما در سال‌های 80 با راكد ماندن شرایط اقتصادی اقتصادی و تورمی كه وجود داشت همه چیز تقریباً به حالت ركود درآمد و نتیجه آن شد كه كالاهای ایرانی كه تا پیش از آن صادر می‌شد به دلیل قوی شدن ریال و گران تمام شدن كالای تولیدی در داخل و ارزان شدن نمونه‌های مشابه در خارج از كشور با حضور رقیبی مانند چین، ایران به یكباره بازار خود را در صنعت مخابرات از دست می‌دهند.
بنابراین به فرض آنكه شركت‌هایی بیایند و نیاز مخابرات و ارتباطات كشور را ارزیابی ‌كنند، توان فنی مهندسی كشور را درست ببینند، تیم مناسبی را تشكیل دهند، دانش فنی دنیا را بومی كنند، بازاریابی را به خوبی انجام دهند، فیدبك‌های مناسب را از بازار بگیرند و ... اما مدیریت ناپایدار كه معمولاً از حوزه‌های دیگر به حوزه مخابرات می‌آیند كار را سخت و تا اندازه‌ای غیرممكن می‌كند. كافی است به این ناپایداری؛ حضور شركت‌های چینی داخل ایران كه حاضرند با قیمت‌های بسیار پایینی كالا را ارایه كنند و به شدت علاقه دارند با هر قیمتی خودشان را به اثبات برسانند اضافه كنید. وقتی مدیری از یك حوزه به حوزه دیگر می‌رود و قرار است خیلی تند و سریع تحول ایجاد كند جز اینكه مستمسك تولیدات خارج از كشور شود، فایده‌ای ندارد. یكی دیگر از معضلاتی كه كارآفرین در جهان سوم و كشورهای در حال توسعه با آن روبرو هستند نبود بانك اطلاعاتی خوب و مناسب است. به فرض اگر سرمایه‌داری بخواهد در حوزه خاصی كه خیلی بر روی آن در كشور كار شده سرمایه‌گذاری كند به دلیل نبود بانك اطلاعاتی با مشكل مواجه می‌شود. بنابراین در كنار كار تیم فنی مهندسی باید بر روی بازاریابی و تشخیص نیازهای بازار نیز به درستی كار شود.
آفت بازاریابی در حوزه تولیدات داخلی مخصوصاً مخابرات را چه می‌دانید؟
كارآفرینی عمیق است كه به صورت عمیق بازار را بررسی كند و فریب حرف‌ها و برنامه‌هایی كه در سیستم‌های دولتی مطرح می‌شود را نخورد به عبارت دیگر یك كارآفرین باید تشخیص دهد كه واقعیت كجاست مثلاً شركت‌های با تجربه مخابراتی كه حدود 20 تا 25 سال قبل در این حوزه فعالیت می‌كردند در 10 سال اخیر رفته‌رفته بازار مخابرات را به دلیل ناپایداری رها و به سراغ سایر بازارها و سازمان‌ها رفتند. خیلی از فعالان صنعت مخابرات در حال حاضر در حوزه نفت و پتروشیمی و یا سازمان‌هایی مثل نیروی انتظامی و ارتش كار می‌كنند و پروژه‌های مخابراتی آن سازمان‌ها را انجام می‌دهند و برای آنكه به صفر نرسند منتظر پایداری در تصمیم‌گیری‌های دولتی و سازمانی نیستند. نمونه واضح آن جدا شدن مدیریت در مخابرات استان‌ها و یا بعداً دوباره جمع شدن تصمیم‌گیری در مخابرات ایران و مشخص نبودن فعالیت اپراتورها كه نشان می‌دهد هنوز در این صنعت و صنف به پایداری نرسیده‌ایم. در برنامه پنج ساله چهارم تكلیف شده كه باید صادرات بخش مخابرات به 500 میلیون دلار و یا 500 میلیون یورو برسد اما این تكلیف چیزی است كه كسی به آن توجه نمی‌كند و باید رها شود. چرا كه اگر بخشی گول این اعداد و ارقام را بخورد و با این نیت وارد تولید به قصد صادرات شود از بین می‌رود نمونه بارز آن نیز طرح تولید گوشی تلفن همراه در كشور بود كه از همان ابتدا واضح بود كه این طرح با شكست مواجه می‌شود.
یعنی شما تغییرات را خلاف توسعه می‌دانید؟
تغییرات اگر به سمت حل شدن مشكلاتی كه ساختار قبل داشته و حركت به سمت ساختار جدید باشد خوب است. اما خصوصی‌سازی مخابرات با آنچه كه از تعریف خصوصی‌سازی در اقتصاد آمده كاملاً غیرمعمول و خلاف توسعه و كارآفرینی در داخل كشور است. در اقتصاد خصوصی‌سازی به این شكل است كه افرادی با سرمایه مادی و منابع انسانی و تخصصی در یك حوزه وارد می‌شوند و از كوچك شروع می‌كنند و بزرگ می‌شوند اما اینكه چند سازمان دولتی یا نیمه دولتی در حوزه‌ای سرمایه‌گذاری كنند و همان ساختار دولتی را صاحب شوند با معنی خصوصی‌سازی مغایر است چرا كه نمی‌توان فرآورده‌ها و محاسن این تغییرات را در آینده حدس زد. نمی‌توان ارزیابی كرد كه این نوع خصوصی‌سازی كه مرسوم نیست چه محاسنی می‌تواند برای اقتصاد داشته و یا چگونه می‌تواند به خصوصی‌سازی كه لازمه كارآفرینی است كمك كند. چرا كه كسانی كه تاكنون در چارچوب مناقصات دولتی تصمیم‌گیری می‌كردند می‌خواهند با همان تركیب و شكل‌بندی بدون مناقصه برای دارایی‌هایی كه متعلق به خودشان نیست و آن را در فرایند اقتصادی، صنعتی، مهندسی و بازرگانی پله‌پله كسب نكرده‌اند تصمیم‌گیری كنند و به جای آنكه بخش دولتی بیاید و مسئولیت بیشتر به شركت‌های خصوصی بدهد كه در 30 سال گذشته در این حوزه فعالیت و سرمایه‌گذاری كرده‌اند مسئولیت بیشتر بدهد و حجم فعالیت‌های اقتصادی آنها را فزونی داده و سازمان‌های دولتی را كوچك‌تر كند روال برعكس را پیش گرفته و در واقع اتفاقی كه افتاد این بود كه تنها كارهای خدماتی و نظافتی برون‌سپاری شد نه مثلاً كارهایی مانند تامین Power از ابتدا تا انتها كه در تامین تجهیزات نیرو در مخابرات كارایی دارد. چرا كه مخابرات خصوصی به دنبال آن نبود كه حجم اقتصادی فعالیت خود را با بخش خصوصی افزایش دهد. شاید قرار بود ابتدا و در نگاه كلان كل مخابرات خصوصی شده و كارهایش را به بیرون بدهد. اما اینكه این بخش خصوصی كلان چگونه، به چه نحو و به چه كسی كار را بدهد درست برنامه‌ریزی نشد. شاید شركت‌ها و بخش خصوصی كه در روند 20 تا 25 سال شكل گرفته از نگاه گردانندگان مخابرات كشور لیاقت پروژه‌های مخابراتی را نداشته و فقط شركت‌های چینی مانند هواوی، ZTE در حد پروژه‌های مخابراتی بوده‌اند.
جدا از فضای رقابتی تنگ ایجاد شده از سوی مخابرات معضل این صنعت را در چه و كجا می‌دانید؟
یكی دیگر از معضلات كشورهای در حال توسعه مانند ایران این است كه پیشرفت‌ها بر مبنای پیش نیاز نیست چرا كه پیش نیاز در بخش دولت جا نیفتاده و كنار هم نمی‌نشینند. روند تغییر تكنولوژی منطق دارد. فرض كنیم در مجموعه ارتباطات ابتدا بحث آنالوگ بود سپس دیجیتال و بعد IP، این روند دارای منطق است چرا كه قدم به قدم نردبان ترقی در آن طی شد اما كسانی كه فاقد تخصص كافی در این زمینه هستند به خاطر همان تغییرات مدیریتی كه پیش از این گفته شد به حوزه می‌آیند و این منطق را درك نكرده و تصمیم‌گیری‌هایی می‌كنند كه ما را به عقب می‌راند.
مسیر حمایت‌های مالی دولت بعد از خصوصی‌سازی مخابرات را چگونه می‌بینید؟
نظر من شخصاً بر روی حمایت‌های دولت در آغاز یك فعالیت اقتصادی از ابتدا تا به حال كه تغییراتی در سیستم‌های مدیریتی پیش آمده همواره منفی بوده و آن را درست نمی‌دانم. چرا كه معتقدم شركت‌هایی كه اسیر حمایت‌های دولتی شده‌اند و برای گرفتن بودجه تحقیقاتی اسیر رفت‌وآمد و بروكراسی اداری می‌شوند بیش از آنكه چیزی بدست آورند زمان برای سرمایه‌گذاری خود را از دست می‌دهند. به عبارتی دیگر معتقدم اگر شركتی با امید بهره‌گیری از حمایت‌های دولتی مانند وام، زمین، حمایت‌های بانكی وارد بازار می‌شوند هیچگاه پا نگرفته و به مقصد نمی‌رسد و اگر هم شكل بگیرد دوام نخواهد داشت.
با وجود تمامی موانع و محدودیت‌ها شما باز هم معتقدید شرایط برای حضور در بازار مهیا است دلیل این ادعا را چه می‌دانید؟
بزرگ بودن ایران یك فرصت است منظور از بزرگی هم جمعیت، هم وسعت و پهنای آن است چرا كه در آن با تمام مشكلات گفته شده جا و فرصت برای كارآفرینی است. به عنوان نمونه در سال‌های 77 و 78 مراكز تلفن ما بیشتر در شهرهای اصلی كشور نصب بود، در سال‌های 79 و 80 وقتی شركت‌های خارجی وارد این بازار شدند و توان كار در نقاط دورافتاده را نداشتند و از سوی دیگر سیستم دولتی هم می‌خواست محصولات خارجی را زودتر به بهره‌برداری برساند. آنها را به مراكز استان‌ها كه كار با آن راحت‌تر بود فرستاد. در این تغییر تكنولوژی باز هم مراكز تلفن ما از بازار جمع نشد و تنها به مناطق دورافتاده منتقل شد. ما در آن زمان 4 میلیون و 500 هزار شماره در مخابرات داشتیم كه امروز هم وجود دارد، اما در نقاط دورافتاده. بنابراین به زعم من فرصت همیشه وجود دارد و باید آن را شناخته، ارزیابی كرده و متناسب با نیروی انسانی بر روی آن سرمایه‌گذاری كرده تا شرایط اشتغال فراهم شود.
و در آخر چه توصیه‌ای برای برون‌رفت از مشكلات موجود بر سر راه كارآفرینی در این حوزه دارید؟
در این حوزه توصیه خاصی ندارم چرا كه فكر می‌كنم به اندازه كافی، پارامترهایی كه باید مورد توجه قرار گیرد بررسی و مرور كرده‌ایم اما باز می‌خواهم تأكید كنم تحت هر شرایطی برای كار فرصت است اینكه فكر كنیم تمام فرصت‌ها از بین رفته و دیگر جایی برای حضور بخش خصوصی نیست، اشتباه است فرصت را خودمان می‌توانیم فراهم كنیم اما با شرایط سخت‌تر و صرف زمان بیشتر، باید گفت كه تحت هر شرایطی فرصت برای كارآفرینی و سرمایه‌گذاری وجود دارد.

گفت‌و‌گو از زهره‌غفاری‌پور

 

نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر: